معاويه لبخندى زد گفت : در سينههاى شما جز يك چيز نيست .
و از اين رو حسن بصرى در پاسخ به اينكه عاقل كيست ، گفت : عاقل كسى است كه از خدا پروا كند و به طاعت او چنگ زند .
پس مردى به او گفت : پس معاويه [ عاقل نيست ] ؟ ! گفت : آن شيطنت و تفرعن و تكبّر است و افزود : آن شبيه عقل است .
و نيز سفيان ثورى چون شنيد مردى در مجلس او مىگويد : معاويه عاقل بود ، همين سخن را گفت : عقل همراهى حقّ و گفتار صادقانه است .
241 - - 13 . امين در امان است ، و پاك و گناه ناكرده با جرأت ، و خيانتكار ترسان ، و بدكردار وحشت زده . چون امرى گران به عاقل برسد ، اندوه را با استوارانديشى عقب مىراند و عقل را براى چارهانديشى آسوده مىنهد .
242 - - 14 . براى حاكم ، دارويى توصيف مكن كه اگر وى را سود رساند ، تو را نستايد و اگر به دو زيان رساند ، تو را متّهم مىكند .
243 - - 15 . قدرت كينه را از ميان مىبرد . انسان كار خود را بهتر مىداند .
244 - - 16 . نزد امام حسين - درود خدا بر او از عذرخواهى عبداللَّه بن عمرو بن عاص در بارهء حضورش در پيكار صِفّين سخن به ميان آمد ، امام فرمود :
بسى عذر بدتر از گناه .
245 - - 17 . اگر دارايىات براى تو نباشد تو براى آن هستى ، پس آن را باقى مگذار كه برايت نمىماند و آن را بخور پيش از آن كه تو را بخورد . [ يعنى به انفاق و گشاده دستى ، استفادهء دنيوى و اخروى از آن ببر . ]
نزهة الناظر وتنبيه الخاطر ( چشم تماشا ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: الحلواني
ص١٣٣