تميم بن المعتز در قفصه به جايش نشست . چون در سال 554 عبد المؤمن به قضاى افريقيه رفت و بر قفصه مستولى گرديد ، بنى الرند را به بجايه منتقل كرد و يكى از موحدين را به امارت قفصه برگماشت . هنگامى كه در قفصه شورش افتاد والى شهر يكى از موحدين بود به نام عمران بن موسى الصنهاجى كه مردى بدسيرت و ستمگر بود .
چون مردم قفصه شورش آغاز كردند جمعى از ايشان رسولى به بجايه فرستادند و على بن عبد العزيز الرندى ، معروف به الطويل را فراخواندند . الطويل بيامد و آتش شورش زبانه كشيد و عمران بن موسى به دست الطويل به قتل رسيد . و الطويل زمام امور شهر به دست گرفت . در اين شورش يكى از خويشاوندانش سردار سپاه على بن المنتصر كه در بجايه بود ، او را در كار خود دلير مىكرد .
چون اين اخبار به ابو يعقوب يوسف بن عبد المؤمن رسيد عزم آن كرد كه خود به افريقيه رود و در پانزدهم شوال سال 575 ه / مارس 1180 م لشكر از مراكش بيرون آورد . خليفه پسر خود ابو يوسف يعقوب را با سپاهى بر مقدمه به تلمسان فرستاد و خود در اوايل سال 576 ه به او ملحق شد و چون لشكرش مهياى پيكار گرديد در دوازدهم صفر 576 ه از تلمسان بيرون آمد و رهسپار افريقيه شد و در بجايه فرود آمد . خانه على بن المنتصر خويشاوند الطويل را بگرديدند كاغذهايى به دست آمد حاكى از آنكه او آتش اين فتنه تيز مىكرده است . پس او را گرفتند و اموالش را بستدند . خليفه ابو يعقوب يوسف قفصه را محاصره كرد وزير ضربات منجنيق گرفت . در ماه رمضان سال 576 ه / فوريه سال 1181 م الطويل ، على بن عبد العزيز بن الرند ، تسليم شد و امان خواست و موحدين به شهر درآمدند . خليفه امارت افريقيه وزاب را به برادر خود السيد على ابو الحسين داد و امارت بجايه يا ولايت قيروان را به برادر ديگرش السيد ابو موسى سپرد « 18 » .
در اين هنگام كه ابو يعقوب به افريقيه آمده بود ، فرصت مغتنم شمرد و قبايل عرب
هامش
( 18 ) . البيان المغرب ، القسم الثالث ص 114 . تاريخ ابن خلدون ج 6 / ص 240 و 241 ، كتاب اخبار المهدى بن تومرت ص 125 . المعجب ص 141 و 142 .