اشبيليه برنامهء مفصلى داشت و بلول بن جلداسن را در به انجام رسانيدن آن سهم بزرگى در پيش بود .
نخست به ساختن پل بزرگى بر روى نهر وادى الكبير فرمان داد . اين پل اشبيليه را به راه طريانه از ضواحى غربى آن مىپيوست . احداث پل يك ماه مدت گرفت و در هفتم صفر سال 567 به پايان آمد . در خلال اين احوال ، السيد ابو حفص برادر خليفه از دژ مرسيه بيامد و اين چند ماهى پيش از مرگ ابن مردنيش بود . خليفه برادر را به اكرام تمام درآورد و با او در باب اجراى اعمالى جهت حمايت از اندلس به مذاكره پرداخت . مقرر شد كه نخست لشكرى از موحدين مقدار زيادى ساز و برگ و آذوقه و علوفه به بطليوس برد . اين لشكر از روى پل جديد به طريانه رفت و از آنجا به بطليوس دركشيد . چون به شهر نزديك شد دژ ليون را در مشرق شهر و در نزديكى آن بر كنار روديانه بستد . اين دژ را يك پادگان مسيحى از سپاهيان جرالدوى نيرومند در تصرف داشت . موحدين هرچه در آنجا بود از سلاح و آذوقه به بطليوس بردند و به اشبيليه بازگشتند .
چون نبرد مرسيه با پيروزى موحدين پايان يافت و ابن مردنيش درگذشت ، در ماه رمضان سال 567 ه پسر او هلال بن مردنيش و اكابر شرق به اشبيليه آمدند و تسليم خليفه شدند و سر به اطاعت آوردند .
مدت اقامت خليفه ابو يعقوب يوسف در اشبيليه و اندلس پنج سال به دراز كشيد . با آنكه به قصد جهاد با بلاد مسيحيان به اندلس آمده بود و چند بار هم دست به اقدام زد ، ولى بيشتر وقت و كار او صرف احداث ابنيهاى در اشبيليه شد كه نخستين آنها ساختن ساختن پل وادى الكبير بود . ظاهرا بدان سبب كه سالى چند از ايام جوانى خود را در حكومت اشبيليه گذرانيده بود به اين شهر عشق مىورزيد . پس از ساختن پل كاخهاى سلطنتى خود را معروف به البحيره بنا كرد . در اشبيليه از اينگونه كاخها اندك نبود ، از جمله كاخهاى سلطنتى بنى عباد بود كه پس از صد سال هنوز بسيارى از رونق و صفا و زيبايى خود را حفظ كرده بود . خليفه اين كاخها را تعمير كرد تا محل سكونت هيئتهايى شود كه به نزد او مىآيند . السيد ابو حفص برادر خليفه هم در خلال ديدارش از اشبيليه در درهء اشبيليه بيرون باب الكحل چند خانه بنا كرد . خليفه چنان ديد كه كاخهاى خود را بيرون باب جهور در
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 55
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٥٥