تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
براى خود شاعرانى داشت كه شعر خود را در خدمت آن دولت گذاشته بودند . از آن جمله بودند الجراوى و ابن حزمون و ابن مجبر كه غالبا در مناسبات خوش چون فتوحات و غير آن قصايد مىپرداختند و نيروى خلافت موحدى و مجد و عظمت و سعادت آن را به گوش مردم مىرسانيدند . شعر اندلسى در اوايل عصر موحدى امتداد طبيعى آن از عصر ملوك الطوايف بود و اين در صورتى است كه دورهء كوتاه مرابطين را كه در آن توجه چندانى هم به شعر نمىشد مستثنى كنيم . اين حركت نيرومند نه تنها در عصر انحلال و انقراض اواخر موحدين از پاى نيفتاد ، بلكه آن محنتها و فتنه‌ها سبب شكوفاتر شدن آن گرديد . در اين ايام شاعران بودند كه با قصايد دلگداز و سوزناك خود نداى اندلس مجروح را به گوش جهان اسلام مىرسانيدند اكنون به ذكر شاعران بزرگى كه در اين عهد خواه در اندلس و خواه در مغرب ظهور كرده‌اند مىپردازيم . خلافت موحدى اين شاعران را به دربار خود جذب مىكرد زيرا اندلس در اين زمان قطرى از اقطار دولت بزرگ موحدى بود . ( * * * ) ابو عبد الله محمد بن حسين بن عبد الله بن حبوس ، از فاس بود . ابن حبوس مردى عالم و محقق بود و شاعرى بزرگ . المراكشى مىگويد طريقهء او در شعر چون طريقهء ابن هانى اندلسى بود . همانند او الفاظ نيكو را برمىگزيد . ابن حبوس در عصر مرابطين در ميدان شعر آشكار شد و به مدح بعضى از امرا پرداخت ولى او را به بعضى از اعمال متهم كردند كه مجبور شد به اندلس گريزد و زمانى چند در شلب فرود آيد . چون موحدين بر سر كار آمدند خود را به زير علم آنان كشيد و در جبل طارق با جمعى ديگر از شعراء با خليفه عبد المؤمن ديدار كرد و او را با قصيده‌اى كه در جاى خود به آن اشارت كرده‌ايم بستود . از آن پس از مداحان ابو يعقوب يوسف و امراى بنى عبد المؤمن بود . شعرش در ديوانى بزرگ گرد آمده است . و آن دليل جزالت و قوت شاعرى اوست . در سال 570 ه در سن هفتاد سالگى وفات كرد . « 21 »
هامش
( 21 ) . التكمله شمارهء 1711 . المراكشى ، المعجب ، ص 117 و 118 .