فرمان مىراندند . اما تطور حوادث در مملكت بلنسيه و پريشانى احوال آن و شورش مسلمانان قلمرو مسيحيان ( مدجّنين ) در آنجا ، پادشاه آراگون را واداشت كه به فتح مرسيه اقدام كند و اين اقدام با موافقت دامادش - شوى دخترش - آلفونسوى دهم پادشاه قشتاله بود . پادشاه قشتاله خود در آن هنگام آمادگى اين كار را نداشت ولى خايمه مىترسيد كه اگر مرسيه در تحت فرمان زعماى مسلمان بماند پايگاه خطرى براى بلنسيه خواهد شد . از اينرو با قواى خود رهسپار اراضى مرسيه گرديد و لقنت و الش و ديگر شهرهاى اسلامى را تصرف كرد و سپس بر مرسيه غلبه يافت .
خايمه پس از اين آهنگ آن كرد كه يك لشكرى صليبى به مشرق كشد . پس لشكرى و ناوگانى بدين منظور بسيج كرد و با نيروهاى خود از دريا و خشكى در حركت آمد و در سال 1269 م رهسپار مشرق شد . ولى طوفانى صعب درگرفت و بيشتر كشتيهاى آراگونى را درهم شكست و باقى را به سواحل فرانسه افكند . خايمه از نقشهء خود دست برداشت و چند كشتى او و شمار اندكى از جنگجويان قطلونى و آراگونى و شواليههاى شنتياقب خود را به حيفا - در شام - رسانيدند و در آنجا به قواى صليبى كه با مسلمانان مىجنگيدند ، پيوستند .
خايمه در طول فرمانروايىاش از اشراف - كه با بيشتر تصميماتش مخالفت مىورزيدند - رنج فراوان ديد و همواره با ايشان در كشاكش بود ، مگر بر قدرت و غلبهء آنان فايق آيد و اين مبارزه پايان نيافت مگر آنگاه كه كار شورش بلنسيه بالا گرفت و ترسيدند كه مبادا اين شورش به متصرفات آراگون نيز سرايت كند .
خايمه در بيست و هفتم ژوئيهء سال 1276 م پس از مدتى دراز فرمانروايى كه در طول آن توانست خاك آراگون را دو برابر سازد و بر دولت اسلامى در جزاير شرقى و شرق اندلس پايان دهد بمرد . او را به سبب اين فتوحاتش « فاتح » لقب دادند . خايمهء اول مؤسس واقعى مملكت آراگون بود و پايهگذار استقلال آن . در اين راه با مطامع دستگاه پاپ سخت مبارزه كرد و به آن اعتراف نكرد و متابعت از آن ننمود . قوانين بسيارى را اصلاح كرد و امور مالى مملكت را سروسامان بخشيد . ولى معروف بود كه
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 477
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٧٧