مرزى خود را حل نمودند و اختلاف مرتفع گرديد .
پيش از اين ديديم كه از عصر قيصر آلفونسو ريمونديس ميان آراگون و قشتاله روابط حسنه وجود داشت كه در عهد پدروى دوم منجر به انعقاد پيمانى شد بر ضد ناوار و ليون ، سپس موجب اتحاد بر ضد موحدين در جنگ عقاب ( به سال 1212 م ) شد و ما پيش از اين از نقشى كه پدرو در اين جنگ بر عهده داشت ياد كرديم .
پدروى دوم چندى نيز به تنظيم امور متصرفاتش در آن سوى پيرنه مشغول بود و آن ولايت پرووانس بود و برخى امارات ديگر . چون از اين امور بپرداخت عزم رم كرد تا با پاپ ملاقات كند در راه در جنووا و پيزا پهلو گرفت . قصدش آن بود كه با اين دو جمهورى دريايى پيمانى منعقد كند كه او را در جنگ با جزاير شرقى يارى رسانند ، باشد كه آنها را از دست مسلمانان بستاند . پدرو در رم از پاپ اينوسان سوم خواست كه تاج بر سر او نهد . پاپ نيز اجابت كرد و او را نشان شاهى داد و زره شواليهاى بر پيكر او پوشاند و در كليساى قديس پطرس در سال 1204 م تاج بر سر او نهاد و به او و اعقابش حق تاجگذارى در سرقسطه پايتخت مملكت ارزانى داشت .
پدرو نيز در مقابل تعهد كرد كه از آيين كاتوليك حمايت كند و آزاديهاى كليساها و امتيازات آنها را رعايت نمايد و با كافران مبارزه كند و در سراسر بلاد خود عدل را برپاى دارد و فراتر از اينها پادشاه آراگون اعتراف كند كه تابع پاپ است ، و بر آراگون و قطلونيه چونان حكومت كند كه گويى آن ممالك از سوى پاپ به او اقطاع داده شده است و هر سال جزيهاى مقرر بپردازد . اين تعهدات پادشاه در برابر پاپ در ميان مردم آراگون و قطلونيه تأثير ناگوارى داشت و از اينكه پادشاه بدون موافقت آنان چنين تعهداتى كرده است ناخشنودى نمودند . اشراف و ملت بر ضد پادشاه متحد شدند و او را وادار كردند كه اعتراف به تبعيت از درگاه پاپ را پس بگيرد ولى سرانجام آراگون مجبور شد كه جزيه را به دستگاه پاپ بپردازد . از سوى ديگر بعدها ميان بزرگان و شواليهها و شاه بر سر قوانينى كه در باب اخذ مالياتهاى گوناگون وضع كرده بود اختلاف پديد آمد . « 3 »
هامش
( 3 ) .. 643 343 . P . I . T , anapsE ed airotsiH : arimatlA . R