تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
خاطر قشتاله شد . از اين‌رو آلفونسوى هشتم همتاى خود پادشاه آراگون را به شهر كسولا دعوت كرد و هردو پادشاه در آنجا پيمانى نهادند - و چنان كه گفتيم - مناطق فتح در شرق اندلس را براى هريك معين كردند و در همانجا پيمانى براى ادامهء جنگ بر ضد ناوار امضاء كردند . ولى امور به زودى دگرگون شد در همان حال كه قشتاليان از ناحيه غرب در جنگ ناوار پيروز شدند ، آراگونيها شكست خوردند و با دادن تلفاتى به كشور خود بازگشتند . اين شكست در روحيهء آلفونسوى دوم تأثير بدى داشت و كينه همتاى پيروزمند خود در دل گرفت . حتى از اين فراتر رفت و با سانچو پادشاه ناوار - در سال 1190 م - پيمان بست كه به جنگ قشتاله رود . دو پادشاه ليون و پرتغال نيز به اين اتحاد پيوستند . پادشاه قشتاله خود را مورد تهديد مىديد زيرا خبر آوردند كه موحدين با سپاهى بزرگ ، وارد شبه‌جزيرهء اسپانيا شده‌اند . ديديم كه آلفونسو مجبور شد به تنهايى با موحدين وارد جنگ شود . اين جنگ همان جنگ الارك بود كه قشتاليان در آن شكست سختى خوردند ( در روز هجدهم ژوئيهء سال 1195 م ) . آلفونسوى دوم در بيست و پنجم آوريل سال 1196 م درگذشت . پسر خردسالش پدرو بر دو مملكت آراگون و قطلونيه جانشين او شد و پسر ديگرش آلفونسو در ديگر امارات فرانسه چون روسيون و بليارش و مونپليه و غير آن . پدرو تحت سرپرستى مادرش دونياسانچا فرمانروايى خود آغاز كرد . نخستين اقدام او آن بود كه مجلسى از نمايندگان روحانيان و اشراف و شواليه‌ها و نمايندگان ولايات و شهرها در دروقه به گونهء مجالس « كورتس » تشكيل داد . در اين مجلس پادشاه با امتيازات و حقوقى كه اجدادش به هيأتها و طبقات مختلف داده بودند موافقت كرد . ولى به زودى ميان پادشاه و مادرش خلاف افتاد و كار بر آن قرار گرفت كه ملكه فرمانروايى بر بلاد و دژهايى واقع در قطلونيه را كه شويش وصيت كرده بود كه آنها را به دو واگذارند ، براى خود حفظ نمود . ميان آراگون و قشتاله در برخى مرزها اختلاف بود ، پدروى دوم و آلفونسوى هشتم پادشاه قشتاله در نزديكى طرسونه - به سال 1204 م - اجلاسى كردند و مسائل