تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
اسلامى را به‌طرف جنوب ، تا لقنت بر عهده گيرد و قشتاله فتوحات در همهء اراضى واقع در جنوب خاك خود را . اين توافق مؤيد اولين توافقى بود كه در اين باب ميان قيصر آلفونسو ريمونديس و كنت رامون‌برنگر در شهر كريون در سال 1150 بسته شد و ما بدان اشارت كرديم . همچنين پادشاه قشتاله و پادشاه آراگون معاهدهء جديدى بر ضد پادشاه ناوار منعقد كردند . زيرا او معارضه با قرارى را كه پادشاه انگلستان در حكميت خود صادر كرده بود ، آغاز كرد . پادشاه قشتاله مجبور شد چند شهر را اشغال كند . اين اماكن را مىبايست به ناوار واگذارد زيرا پادشاه ناوار از واگذارى آنچه مقرر شده بود به قشتاله واگذارد ، سر برتافته بود . پادشاه آراگون پيشنهاد كرد كه بار ديگر دو پادشاه متخاصم براى رفع اختلافات خود با هم ملاقات كنند . و اين ملاقات در سال 1185 م در جريدا صورت گرفت ولى نتيجهء قطعى نداد و روابط ناوار و قشتاله به سستى گراييد . در سال 1188 م فرناندوى سوم پادشاه ليون و جليقيه درگذشت و او - چنان كه گفتيم - عم پادشاه قشتاله بود . پسرش آلفونسوى نهم به‌جاى او نشست . پادشاه جديد چنان ديد كه سياست خصومت‌آميزى را كه پدرش دربارهء قشتاله تعقيب مىكرد به يك سو نهد و به‌جاى آن روابط دوستى برقرار نمايد . پس با آلفونسوى هشتم در كريون ديدار كرد و نسبت به او اظهار فرمانبردارى نمود . پادشاه قشتاله او را خلعت داد . بدين‌گونه پس از سالها دشمنى ميان قشتاله و ليون روابط دوستى برقرار گرديد . نيازى نمىبينم كه از جنگهاى پىدرپى قشتاليان در اراضى اندلس از آن هنگام كه در سال 1182 م بر دژ شنتفيله استيلا يافتند تا غزوه مطران طليطله و شواليه‌هاى قلعه رباح در اراضى جيان و قرطبه در سال 1191 و خروج پادشاه قشتاله با قواى خود و گذشتن او از كوه شارات و جنگ در اراضى اندلس بار ديگر در سال 1194 م سخن مكرر كنيم . مىدانيم كه اين جنگ پس از پايان يافتن مدت پيمان صلحى كه با خليفه يعقوب المنصور منعقد شده بود به هنگامى كه يعقوب المنصور سرگرم حوادث افريقيه