اسلامى را بهطرف جنوب ، تا لقنت بر عهده گيرد و قشتاله فتوحات در همهء اراضى واقع در جنوب خاك خود را . اين توافق مؤيد اولين توافقى بود كه در اين باب ميان قيصر آلفونسو ريمونديس و كنت رامونبرنگر در شهر كريون در سال 1150 بسته شد و ما بدان اشارت كرديم .
همچنين پادشاه قشتاله و پادشاه آراگون معاهدهء جديدى بر ضد پادشاه ناوار منعقد كردند . زيرا او معارضه با قرارى را كه پادشاه انگلستان در حكميت خود صادر كرده بود ، آغاز كرد . پادشاه قشتاله مجبور شد چند شهر را اشغال كند . اين اماكن را مىبايست به ناوار واگذارد زيرا پادشاه ناوار از واگذارى آنچه مقرر شده بود به قشتاله واگذارد ، سر برتافته بود . پادشاه آراگون پيشنهاد كرد كه بار ديگر دو پادشاه متخاصم براى رفع اختلافات خود با هم ملاقات كنند . و اين ملاقات در سال 1185 م در جريدا صورت گرفت ولى نتيجهء قطعى نداد و روابط ناوار و قشتاله به سستى گراييد .
در سال 1188 م فرناندوى سوم پادشاه ليون و جليقيه درگذشت و او - چنان كه گفتيم - عم پادشاه قشتاله بود . پسرش آلفونسوى نهم بهجاى او نشست . پادشاه جديد چنان ديد كه سياست خصومتآميزى را كه پدرش دربارهء قشتاله تعقيب مىكرد به يك سو نهد و بهجاى آن روابط دوستى برقرار نمايد . پس با آلفونسوى هشتم در كريون ديدار كرد و نسبت به او اظهار فرمانبردارى نمود . پادشاه قشتاله او را خلعت داد .
بدينگونه پس از سالها دشمنى ميان قشتاله و ليون روابط دوستى برقرار گرديد .
نيازى نمىبينم كه از جنگهاى پىدرپى قشتاليان در اراضى اندلس از آن هنگام كه در سال 1182 م بر دژ شنتفيله استيلا يافتند تا غزوه مطران طليطله و شواليههاى قلعه رباح در اراضى جيان و قرطبه در سال 1191 و خروج پادشاه قشتاله با قواى خود و گذشتن او از كوه شارات و جنگ در اراضى اندلس بار ديگر در سال 1194 م سخن مكرر كنيم . مىدانيم كه اين جنگ پس از پايان يافتن مدت پيمان صلحى كه با خليفه يعقوب المنصور منعقد شده بود به هنگامى كه يعقوب المنصور سرگرم حوادث افريقيه
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 455
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٥٥