همچنان پايدار ايستاده بود ولى قواى موحدين بدان سبب كه سپاهيان پادشاه آراگون همپيمان پادشاه قشتاله راه بر آنان بسته بود نمىتوانستند به شهر در محاصره افتاده يارى رسانند . عاقبت در سپتامبر سال 1177 م قونقه به دست قشتاليان سقوط كرد و ما در جاى خود از آن ياد كرديم . « 1 »
بدان سبب كه پادشاه آراگون پادشاه قشتاله را در فتح قونقه يارى كرده بود بار ديگر ميان دو پادشاه پيمان دوستى تجديد شد و پادشاه قشتاله همتاى جوان خود را از پيمان ولاء كه از زمان رامونبرنگر چهارم آراگون را به قشتاله مربوط مىساخت معاف داشت . در همان هنگام پادشاه قشتاله و سانچوى ششم پادشاه ناوار به حل اختلافات خود با يكديگر موفق شدند و هردو اتفاق كردند كه هنرى دوم پادشاه انگلستان عهدهدار حكميت ميان آنان گردد و سفيرانى به لندن فرستادند تا در آنجا موارد اختلاف را عرضه دارند . پس از آنكه هنرى دوم جوانب مختلف امر را بررسى كرد و از پارلمان در اين باب راى گرفت فرمانى بدين قرار صادر كرد كه هريك از دو پادشاه آنگونه اراضى را كه ديگرى مدعى ملكيت آن است به او بازگرداند و پادشاه قشتاله سه شهر تصرف شده را به ناوار واگذارد و پادشاه قشتاله به مدت ده سال سه هزار مراويدى در هر سال بپردازد . دو پادشاه بر اين توافق كردند و به مدت ده سال ميان آنان صلح برقرار شد .
انديشه همپيمانى ميان قشتاله و آراگون كه هردو نيرومندترين كشورهاى اسپانياى مسيحى بودند قبل از هرچيز بر ضد اسلام در شبه جزيرهء اندلس و همكارى براى تحقق فتح مجدد و سياست بازپسگيرى
atsiuqnoceR aL
بود . از اينرو ضرورى مىنمود كه براى تنظيم اين حركت مناطق آن براى هريك از دو پادشاه مشخص باشد .
توافق جديدى از اين نوع ميان دو پادشاه در شهر كسولا « 2 » كه در سال 1179 در آنجا ملاقات كردند به عمل آمد . در آنجا مقرر شد كه آراگون فتوحات در منطقهء بلنسيهء
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد بههمين كتاب ، صص 74 و 75 .
( 2 ) .alozaC