بود صورت گرفت . اين تجاوز سبب شد كه خليفهء موحدى با لشكرى گران براى دفع آن به اندلس آيد . اين لشكركشى به جنگ الارك ميان موحدين و قواى قشتاله و پيروزى موحدين منجر شد و ما در اين كتاب به تفصيل از آن حكايت كردهايم .
شكست الارك افسانهء تفوق نظامى قشتاله را ناچيز كرد و مانع ويرانگريهاى او در اراضى اندلس شد و اين فرصتى بود كه سانچو پادشاه ناوار آن را مغتنم شمرد و از ناحيهء سريه به اراضى قشتاله حمله نمود و دست به كشتار و تاراج زد . همچنين موحدين به نوبهء خود قلعهء رباح را بازپس گرفتند و در منطقهء طلبيره و طليطله و قلعه و وادى الحجاره دست به يك سلسله غزوات مخرب گشودند . آلفونسوى نهم پادشاه ليون نيز به يارى موحدين به اراضى قشتاله لشكر كشيد و تا شهر كريون پيش رفت . قواى قشتاله و آراگون متحدا اين حملات را دفع نمودند . « 3 »
پادشاه قشتاله در برابر اين حوادث پىدرپى ، جز همدستى و همپيمانى با آراگون چارهاى نداشت . پادشاه آراگون آلفونسوى دوم در سال 1196 م درگذشت و پسرش پدروى دوم بهجاى او نشست . پادشاه جديد آراگون خود از بزرگترين ياران پادشاه قشتاله شد و نتيجهء اين معاهدهء دوستانه در يارى قشتاله در نبرد ناوار و ليون و همپيمان آن يعنى موحدين آشكار شد . دو پادشاه با ناوار و سپس با ليون وارد نبرد شدند و دو لشكر متحد به ليون درآمدند و دست به تاراج و كشتار گشودند . از نتايج اين جنگ لغو ازدواج آلفونسوى نهم پادشاه ليون با شاهزاده خانم برنجيلا دخت پادشاه قشتاله بود . آلفونسوى هشتم مهر آن را بازگرداندن اراضى و دژهايى قرار داده بود كه از ليون مجزا كرده بود .
چون سانچو پادشاه ناوار احساس كرد كه اتحاد دو پادشاه آراگون و قشتاله او را تهديد مىكند به فكر افتاد كه از موحدين يارى جويد آنچنانكه پادشاه ليون يارى جسته بود . پس با جمعى كثير از سواران خود به مراكش آمد تا از خليفه المنصور يارى طلبد ولى هنگامى به پايتخت موحدين رسيد كه المنصور وفات كرده بود و پسرش
هامش
( 3 ) . رجوع كنيد به صفحه 174 .