آنها و موحدين كشاكش و نزاع بود . البته مراحل اين كشاكش را در خلال مطالب اين كتاب به تفصيل بيان كردهايم .
پادشاه خردسال قشتاله آلفونسوى هشتم ملقب به آلفونسوى خوب چون به سن چهارده سالگى رسيد ، در سال 1169 م زمام ملك به دست گرفت . اسپانياى مسيحى در اين عصر شامل چهار مملكت بود : قشتاله و ليون و آراگون و ناوار ( نبرّه ) و اين غير از مملكت پرتغال است كه در اين اوان در غرب شبهجزيره راه خاص خود را گشوده بود و سياستى مستقل از ديگر ممالك اسپانيا در پيش گرفته بود . قشتاله علىرغم جدا شدن ليون از آن ، به عنوان يك مملكت مستقل ، همچنان از حيث وسعت خاك بزرگترين ممالك اسپانياى مسيحى بود . مملكت آراگون همجوار آن بود كه آن نيز به سبب اتحاد با امارت قطلونيه يا امارت برشلونه از سال 1137 م نيرومند شده بود .
سومين ممالك اسپانياى مسيحى مملكت ليون بود . ليون با آنكه مملكتى مستقل بود و بر طبق وصيت قيصر آلفونسو ريمونديس از قشتاله جدا شده بود ، كشور ضعيفى بود كه با رنج و صعوبت بسيار به حيات خويش ادامه داد و در سير حوادث شبه جزيره تأثير مهمى نداشت .
ناوار چهارمين اين ممالك بود ، كشورى بود كوچك ولى بدان سبب كه در آن سوى كوههاى صعب العبور قرار گرفته بود دست يافتن به آن آسان نبود خود نيز به حفظ استقلالش سخت آزمند بود .
در اين روزها پادشاه جوان ديگرى بر تخت فرمانروايى آراگون بود . اين پادشاه رامونبرنگر نام داشت و آلفونسوى دوم خوانده شد . او پس از پدرش رامونبرنگر چهارم در سال 1162 م بر تخت نشست و همانند او به پادشاه آراگون و قطلونيه ملقب گرديد .
روابط آراگون و قشتاله از اواخر عهد قيصر آلفونسو ريمونديس به صفا و وفاق گراييده بود . زيرا ميان قيصر و پادشاه آراگون رامونبرنگر چهارم به سبب ازدواج او با دخترش ملكه برنجيلا خويشاوندى پديد آمده بود . نخستين كارى كه آلفونسوى هشتم كرد آن بود كه در ساهاگون با همتاى جوان خود پادشاه آراگون آلفونسوى دوم در سال 1170 م
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 452
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٥٢