مكناسه فرود آمد . بار ديگر كشاكش ميان بنى مرين از سر گرفته شد . بنى عسكر بار ديگر به امير خود بشوريدند و به موحدين پيوستند و آنان را بر ضد بنى عبد الحق برانگيختند . خليفه السعيد نيز از فرود آمدن بنى مرين در نزديكى مكناسه بيمناك بود .
پس با سپاه خود به فاس رفت و در آنجا بنى عسكر با او بيعت كردند . همچنين يغمراسن صاحب تلمسان نيز به او پيوست ولى اين اتحاد به زودى از هم بگسست . زيرا خليفه گروگانهاى بنى عسكر را آزاد نساخت مگر آنگاه كه بنى عسكر متوسل به زور گرديدند .
از سوى ديگر يغمراسن كسى نبود كه بتوان به نيات او پى برد . سرانجام لشكر خود برگرفت و به تلمسان بازگرديد . « 9 »
چون بنى مرين مكناسه را محاصره كردند و راه آمدوشد بر آن بستند ، مردم مكناسه براى خروج از تنگنا قيام كردند و والى موحدى خود را كشتند . امير يعقوب بن عبد الحق ، برادر امير ابو يحيى ، زعيم مكناسه ابو الحسن بن ابى العافيه را واداشت تا از مردم شهر براى ابو زكريا الحفصى بيعت بستاند و بنى مرين در اين ايام فرمانبردار او بودند . تصميم عملى شد و ابو المطرف بن عميره كه در آن روزها منصب قضاى مكناسه را بر عهده داشت نامهء بيعت بنوشت و به افريقيه فرستاد . امير ابو زكريا الحفصى ثلث ماليات شهر را به امير يعقوب بن عبد الحق اقطاع داد .
اين واقعه در روز جمعهء بيستم ربيع الاول سال 643 ه اتفاق افتاد . « 10 »
اين واقعه در دربار موحدين انعكاس بزرگى داشت . زيرا امپراطورى موحدى دچار انحلال شده بود . مثلا اندلس از حوزه اقتدار موحدين بيرون رفته و به دست ابن هود و ابن الاحمر افتاده بود ، سپس اندكاندك طعمه مسيحيان مىشد . افريقيه را نيز بنى حفص گرفته بودند و سبته از ربقهء طاعت ايشان بيرون آمده بود . بنى عبد الواد بر تلمسان و حوالى آن غلبه يافته بودند و بنى مرين تا اعماق مغرب پيش رانده بيشتر
هامش
( 9 ) . الذخيرة السنيه ، ص 68 - 70 . تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص 171 ، 172 .
( 10 ) . نص اين بيعت در البيان المغرب ، آمده است ، ص 373 - 378 .