در سال 636 ه بيعت ابن الاحمر صاحب غرناطه و مالقه برسيد . ابن الاحمر متردد بود كه آيا خود را در زير علم حمايت ابن هود قرار دهد يا بنى عباس و يا موحدين ، سرانجام موحدين را برگزيد . ابن الاحمر تا پايان عمر الرشيد در سال 640 ه بر بيعت خود باقى بود .
در سال 636 ه در بلاد سوس مردى به نام ابن ياوجى خروج كرد . و در دژ تيوينوين تحصن اختيار كرد و جمعى گرد او را گرفتند . اعراب معقل نيز به دو گرويدند .
والى سوس مردى از قبيلهء جزوله را كه مىتوانست به دژ داخل شود به قتل او واداشت .
آن مرد او را كشت و سرش را بريد و به مراكش فرستاد . قبل از او ابو قصبه در آن دژ عصيان آشكار ساخته بود ، آنگاه ابن الفرس بر او شوريد و به قتلش آورد .
در سال 637 ه در سبته و حوالى آن قحطى عظيمى افتاد . اين سال را « عام سغبه » ناميدند زيرا در اين سال فتنههايى چند پىدرپى اتفاق افتاد . از قحطى و گرانى و قتل و غارت و امثال آن .
گفتيم كه بنى مرين چگونه به وجود آمدند و چگونه از منازل خود در باديههاى ملويه در سراسر انحاء مغرب پراكنده شدند و ميان ايشان و موحدين در ايام يوسف المستنصر چه جنگهايى درگرفت . در اين ايام كه موحدين سرگرم جنگهاى داخلى خود بودند ، بنى مرين جاى پاى خود استوار مىكردند و نفوذ خويش به اطراف بسط مىدادند . و به سوى غرب به درون بلاد مغرب پيشروى مىكردند تا آنجا كه بر مكناسه و ديگر بلاد مجاور باج و خراج بستند . اميرشان در اين ايام ابو سعيد عثمان بن عبد الحق بود و الرشيد از خطر ورود بنى مرين به اين مناطق غافل نبود ولى به سبب ازدياد قدرتشان ترجيح مىداد با آنان به ملايمت رفتار كند و پيمان صلح ببندد .
چون طنجه و سبته در اطاعت الرشيد درآمد و كارها در اواخر سال 635 ه به گونهاى به صلاح آمد ، الرشيد ابو محمد عبد اللّه بن وانودين را به امارت مناطق غربى فرستاد . ابن وانودين از بهترين زعماى موحدين بود . از طريق دامادى به خاندان خلافت انتساب داشت . السيده دختر يوسف المستنصر را به زنى گرفته بود . به وزارت
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٣٩١