تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
يقين داشت كه با پادگانى كه در اختيار دارد مىتواند آن‌قدر مقاومت كند تا موحدين از اشبيليه به بطليوس رسند . ولى اين يارى از سوى ديگر كه هرگز تصورش را نمىكردند رسيد و به دست پادشاه ليون فرناندوى دوم . پيش از آنكه از جدال و آويز اين دو پادشاه مسيحى ، آلفونسو هنريكيز پادشاه پرتغال و فرناندوى دوم پادشاه ليون در درون شهر بطليوس و در كنار ديوارهاى قلعهء آن سخن گوييم اندكى به عقب بازمىگرديم تا از روابط رقابت‌آميز آن دو در گذشته ، و بويژه در اين روزها كه بطليوس اشغال شده بود ، پرده برداريم . پيش از اين به اختصار گفتيم كه فرناندوى دوم مدعى بود كه بر پرتغال كه قيصر آلفونسو ريمونديس از پدر به ارث برده بود ، سيادت دارد ولى آلفونسو ادعاى او را رد مىكرد . به دنبال اين ادعا ، فرناندو شهر ردريگو را در نزديكى مرزهاى پرتغال بنا كرد تا آن را مركز حملات خويش بر اراضى پرتغال قرار دهد . اين كشاكشها ميان اين دو پادشاه در حالى جريان داشت كه با يكديگر روابط خويشاوندى استوارى داشتند يعنى پادشاه ليون دختر خصم خود پادشاه پرتغال را به زنى داشت . آلفونسو هنريكيز پسر خود سانچو را با لشكرى فرستاد تا شهر ردريگو را ويران سازد ولى فرناندو به زودى اقدام كرد و لشكر پرتغال را به هزيمت فرستاد و جمع كثيرى از ايشان را اسير كرد ولى تا پادشاه پرتغال را خوشدل كرده باشد ، همه اسيران را برفور آزاد نمود . ولى اين عمل صلحجويانه نتيجهء مطلوب به بار نياورد . آلفونسو هنريكيز دست به انتقام زد و در اواخر سال 1167 م با سپاهى عظيم از شمال پرتغال بيرون تاخت و جليقيه از اراضى مملكت ليون را مورد هجوم قرار داد و بر شهر توى و سپس بر دو شهر ديگر لميا و ترونيو و اراضى آن حوالى مستولى گرديد . پادگانهاى نيرومند پرتغالى در آنجا مستقر ساخت . بهانه‌اش اين بود كه اين شهرها و اراضى از املاك مادرش ملكه تريسا ( ترزا ) بوده كه به هنگام ازدواجش پدر به او بخشيده است . در سال بعد ، سال 1168 م آلفونسو هنريكينر نقشه جنگ با مسلمانان را طرح كرد و نخست بر بطليوس حمله نمود . بطليوس مهمترين و نزديكترين شهرهاى اسلامى به او بود . آلفونسو براى اجراى نقشهء خود در آوريل سال 1169 م با جرالدوى نيرومند