ابن صاحب الصلاة به نقل از ابو محمد سيد راى بن وزير مىگويد كه شتاب در گسيل داشتن اين لشكر بدان سبب بود كه خبر رسيد كه پرتغاليها به بطليوس لشكر بردهاند و موحدين را در قصبهء ( قلعهء ) شهر محاصره كردهاند . هجوم به بطليوس در ماه رجب سال 564 ه / آوريل سال 1169 م آغاز شد . از نامهاى كه خليفه بدين مناسبت به موحدينى كه در اندلس بودند نوشته است و تاريخ بيست و يكم ربيع الآخر سال 564 ه را دارد معلوم مىشود كه دو يا سه ماه پيش از حوادث بطليوس لشكرى به اندلس فرستاده تا طليعهء يك جهاد بزرگ باشد و مردم اندلس را اطمينان دهد كه او خود در راه است . ولى هنگامى كه اين لشكر در اشبيليه بود حوادث بطليوس اتفاق افتاد .
آلفونسو هنريكيز پادشاه پرتغال نقشه حملهء خود را به بطليوس طرح كرده بود . در اين نبرد جرالدوى نيرومند يا « جيراندة الجليقى » بنا به روايات اسلامى نيز همراه او بود . پادشاه پرتغال در سال 1161 م / 556 ه نيز به بطليوس لشكر آورده بود تا به تجاوز موحدين به اراضىاش پاسخ دهد . ولى او را به عقبنشينى وادار كرده بودند .
البته درست معلوم نيست كه در اين هنگام هنوز بطليوس تحت فرمان ابن الحجام يكى از شورشگران طرفدار موحدين بود يا كاملا به دست موحدين افتاده بود و موحدين دفاع از آن را بر عهده داشتند .
جرالدوى نيرومند - چنان كه گفتيم - بر دژ جلمانيه واقع در مغرب بطليوس و نيز دژ منتانجش در شمال شرقى آن حمله كرد . در ماه رجب سال 564 ه / آوريل 1169 جرالدو لشكر خود به بطليوس برد . ابو على عمر بن تيمصلت والى بطليوس خود را در برابر هجوم دشمن ناتوان يافت به قصبه ( قلعه ) پناه برد و نزد موحدين در اشبيليه كس فرستاد و يارى طلبيد . چون جرالدو شهر را گرفت پادشاه پرتغال آلفونسو هنريكيز به بطليوس درآمد و قصبه را محاصره نمود . و موحدين را تهديد كرد و مهلت داد كه تسليم شوند . قلعهء بطليوس « 1 » يكى از استوارترين قلعههاى اندلس بود . ولى عمر بن تيمصلت
هامش
( 1 ) . به هنگام ديدار از بطليوس بقاياى اين قلعهء عظيم را بر فراز تپهاى مشرف به نهر وادى يانه ديدهام . هنوز هم از استحكام و استوارى ديرين حكايت مىكند .