فصل دوم حوادث اندلس و سقوط مملكت شرق
خليفه ابو يعقوب يوسف و ياران او از مشايخ موحدين از خطر حوادثى كه در غرب اندلس اتفاق مىافتاد غافل نبودند و مىديدند كه شهرهاى اسلامى يكيك به دست مسيحيان مىافتد . از سقوط اشبونه و شنترين به دست آلفونسو هنريكيز حدود بيست سال مىگذشت و به سبب دوريشان از پايتخت از يادها رفته بودند . اما نزديك شدن پرتغاليها به بطليوس و مارده پس از سقوط ترجاله و قاصرش و يابره و جلمانيه و مورد تهديد قرار گرفتن ديگر اراضى دو سوى نهر وادى يانه خبر از خطرناكتر شدن اوضاع مىداد . در اين هنگام موحدين به وجوب يارى و حمايت از اندلس آگاه شدند .
چون سال 564 ه دررسيد . آتش فتنههايى كه مغرب را در خود فرو برده بود فروكش كرد و آرامش و صلح بر آن بلاد سايه افكند ، خليفه و يارانش دريافتند كه اينك فرصت عمل فرارسيده است . خليفه ابو يعقوب لشكرى از موحدين و ديگران بسيج كرد و به فرماندهى شيخ ابو حفص عمر بن يحيى از مشايخ موحدين به اندلس فرستاد . اين سپاه از دريا گذشت و به اشبيليه رفت تا مقدمه يك جهاد عمومى در اندلس باشد كه موحدين آن را تدارك مىكردند .