آن پايگاهى براى تجاوز به اراضى پرتغال ساخت و در همين اوان در نزديكى مرز پرتغال چند دژ استوار احداث نمود . همه اينها نشان آن بود كه به زودى حمله خود را به پرتغال آغاز خواهد كرد و پس از تمهيد اين مقدمات بود كه با موحدين نيز پيمان دوستى بست تا خاطرش از جانب ايشان آسوده باشد . در روايات اسلامى فرناندوى دوم را البيبوج يا صاحب السبطات و گاه صاحب السبطات و آبله و ليون و سموره مىخوانند . اما البيبوج يا الببوج تحريف كلمه قشتالى
osobaB - LE
به معنى بازيگر و نيز به معنى ابله است و اين چيزى است در روايات اسلامى از نظر فوت نشده است . « 33 » اما صاحب السبطات معنى آن فرمانرواى ثيوداد ردريگو است كه در اين هنگام مقر و پايگاه جنگى او بود . اولين ثمر از ثمرات پيمان دوستى فرناندو با موحدين ، اين بود كه در جنگ او با كنت نونيو دولا را حاكم طليطله و كسى كه زمام اختيار پسر خردسال برادرش آلفونسوى شريف ، پادشاه قشتاله را در دست داشت ، لشكر موحدين به يارى او شتافت . اين لشكر موحدى در اشبيليه به سردارى ابو العلاء بن عزون و حافظ ابو على عمر بن تمصلت و حافظ موسى بن حمو بسيج گرديد . موحدين با قواى فرناندو به اراضى قشتاله درآمدند و با دشمنان او جنگيدند .
آنگاه همراه او به حدود استرياس ( اشتريش ) رفتند و در اين پيكار پنج ماه درنگ كردند ، و بىگزندى بازگرديدند . پادشاه ليون كه از يارى موحدين شادمان شده بود ، با خود عهد كرد كه همراه با امير المؤمنين ابو يعقوب يوسف بر ضد مسيحيانى كه به اراضى او تجاوز مىكنند شركت جويد و در اين كار سستى نورزد و چنان كه در حوادث بطليوس خواهيم ديد ، به عهد خويش وفا كرد . « 34 » .
هامش
( 33 ) . رجوع كنيد به المعجب ، ص 182 .
( 34 ) . ابن صاحب الصلاة المن بالامامه ، برگ 117 و 118 الف . ابن عذارى ، البيان المغرب ، القسم الثالث ص 78 .