تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
از خويش به قتل رسيدند . آنان كه در قصبه بودند مقاومت مىورزيدند . مردم از والى موحدى درخواستند كه يك دو روز آنها را محاصره كند تا تسليم شوند زيرا خوراك روزانهء خود را هر روز از شهر مىبرند . والى موحدى از بيم فرارسيدن لشكر قشتاله نپذيرفت و گفت من از شهر رفتم هركه خواهد با من بيايد و هركه خواهد در شهر بماند . مردم از بيم قتل و اسارت همه از شهر بيرون رفتند . مسيحيانى كه در قصبه بودند بيرون آمدند و شهر را گرفتند . اين واقعه در ماه ذو الحجهء سال 623 ه / اول دسامبر سال 1226 م رخ داد . فرناندوى سوم بسيارى از خانه‌ها و باغها و مزارع شهر را به شواليه‌هاى قلعهء رباح كه در قصبهء شهر مانده بودند بخشيد « 29 » در سال بعد فرناندوى سوم شوذر « 30 » ، واقع در جنوب بياسه و چند دژ مجاور آن را تصرف كرد و بقيهء مسلمانان را از بياسه و مرتش و ديگر شهرها و قلعه‌ها بيرون راند . بدينگونه قشتاليان توانستند از شورش بياسى بهره‌بردارى بسيار كنند و بخش بزرگى از شهرها و دژهاى منطقهء جيان و قرطبه را مسخر كنند و بر خطوط دفاعى منطقه وسطاى اندلس استيلا يابند و به قرطبه كه تصرف آن آرزوى بزرگ ايشان بود نزديك شوند . السيد ابو العلى ( يا ابو العلاء ) ادريس از آن پس كه بعد از قتل بياسى به قرطبه آمده بود تا حدودى جلو پيشرويهاى قشتاليان را گرفته بود ولى چون ديد كه فشار آنان بر اراضى اسلامى شدت يافته مصمم شد كه با فرناندوى سوم پيمان صلح بندد . پس رسول خود ابو القاسم را براى گفتگو به نزد او فرستاد . قرارداد صلح به مدت يك سال بسته شد و در عوض موحدين سيصد هزار قطعه
idevaraN
نقره بپردازند . بخشى از آن پرداخت گرديد و براى پرداخت بقيه مدتى معين گرديد « 31 » .
هامش
( 29 ) . الروض المعطار ، ص 58 و 59 و نيز :. 25 . P : dibI : zelaznoG . J( 30 ) . به اسپانيائىradoJ. ( 31 ) .. 55 . P , anitaL acinorc tic , dibi : zelaznoG . J
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 270 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان