و مدور را محاصره كردند سپس به درون دژ درآمدند و او را كشتند و سرش را بريدند و نزد السيد ابو العلى به اشبيليه فرستادند . او نيز سر را به نزد العادل به مراكش فرستاد .
العادل به پاداش ابن عمل قرطبه را نيز بر قلمرو برادر درافزود . بياسى به هنگام مرگ پيرمردى بود كه سالش از شصت گذشته بود .
بدينگونه شورش ابو محمد عبد اللّه بن محمد بن يوسف بن عبد المؤمن موسوم به البياسى سركوب شد . اين شورش سه سال مدت گرفته بود .
در روايات اسلامى از بياسى به بدى ياد شده . حتى ابن عذارى او را به ارتداد از اسلام متهم مىكند .
4
فرناندوى سوم قباله را ( در اوايل ژوئن سال 1226 م ) محاصره كرده بود كه خبر قتل بياسى را شنيد ، از اينرو بر حملات خود افزود . مقرر شد كه مردم گروگانهاى خود نزد او فرستند و تسليم شوند ولى رسولانى نيز به قرطبه فرستند و از ابو العلى يارى خواهند ، اگر در ظرف هشت روز از قرطبه مدد نرسيد قباله را به شرط امان تسليم كنند .
رسولان نوميد بازگشتند و دژ تسليم فرناندو شد . ساكنان دژ به غافق كه در همان نزديكى بود نقل كردند . فرناندو در حال مسجد آن را به كليسا بدل كرد و پادگانى مسيحى در آنجا نهاد . اين واقعه در اوايل اوت سال 1226 م / اواخر سال 623 ه بود .
پس از مرگ بياسى سرنوشت بياسه به دست تقدير سپرده شد . پادشاه قشتاله آن را از املاك تابع خود مىشمرد . شواليههاى قلعهء رباح در قصبهء آن جاخوش كرده بودند . چون بياسى كشته شد مردم بياسه تصميم گرفتند كه مسيحيان را از قصبه بيرون كنند از اينرو نزد عمر بن عيسى بن ابى حفص بن يحيى كس فرستادند و از او يارى خواستند . او نيز شمارى از سپاهيانش را به سردارى محمد بن يوسف المسكدالى بفرستاد . جز در قصبه شمار كثيرى از مسيحيان در درون شهر بودند همهء آنان در دفاع