تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
سپاه موحدين به دو بخش شد ، بخشى به سردارى خليفه به محاصره و فروكوفتن مهديه رفت و بخشى نيز به سردارى شيخ ابو محمد عبد الواحد بن ابى حفص به سوى كوه دمر راند . ميورقى با ديدن عظمت سپاه موحدين آهنگ فرار كرد ، ولى سرداران سپاهش او را منع كردند و دل دادند . بر فراز تپه‌اى به نام راس‌تاجرا ميان دو فريق نبردى سخت خونين درگرفت و جمعى از ياران ميورقى به خاك هلاك افتادند يا اسير شدند . برادرش جباره و كاتبش على بن لمطى و عاملش فتح بن محمد در ميان كشتگان بودند . يحيى با اندكى از ياران خود بگريخت . زن و فرزندان خود را كه در نزديكى ميدان جنگ در مكان امنى نهاده بود ، برگرفت و با خود ببرد تا به اسارت نيفتند . شيخ ابو محمد توانست السيد ابو زيد و اصحابش را زنده از اسارات ميورقى آزاد كند . موحدين به لشكرگاه او دست يافتند و علم سياه عباسى و هرچه را كه در لشكرگاه بود به ضبط درآوردند . همه غنايم و اسيران را نزد خليفه الناصر كه در كنار باروهاى مهديه بود بردند . مردى كه موكل بر السيد ابو زيد بود نيز به اسارت افتاده بود . او را بر اشترى بلندبالا نشاندند و علم سياه عباسى را به دستش دادند و بگردانيدند . شكست ميورقى در كوه تاجرا در روز دوازدهم ربيع الاول سال 602 ه / هفدهم اكتبر سال 1205 م بود . « 21 » موحدين براى تصرف مهديه بر فشار خود درافزودند . حاكم مهديه على بن الغانى سردارى دلير بود . محاصره و فروكوفتن شهر در زير ضربات منجنيق ادامه داشت تا ميورقى در رأس تاجرا شكست خورد و موحدين غنايم و اسيران و علم سياه را در كنار بارو بردند و در پيش چشم محاصره‌شدگان ميان خود تقسيم كردند . با وجود اين على بن الغانى به شكست ميورقى يقين نمىكرد تا شمار كشتگان مردم شهر و سپاهيان افزون گرديد . عاقبت امان خواست و از الناصر خواست كه اجازت دهد به يحيى پيوندد . خليفه او را امان داد . على بن الغانى كه موحدين او را الحاج الكافر مىناميدند به نيت
هامش
( 21 ) . رحلة التجانى ، ص 357 - 359 . روض القرطاس ، ص 123 و 124 . البيان المغرب ، القسم الثالث ص 220 و 221 . و نيز :. 921 . P , ainahG uoneB saL : leB . A
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 200 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان