تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
شايعات پردهء فراموشى افتاد . « 2 » آنچه در باب به خلافت رسيدن ابو يعقوب يوسف و بيعت كردن با او و سر باززدن بعضى از برادرانش از بيعت با او آورديم بنابر قول دو مورخ موحدى معاصر آن وقايع ، البيذق و ابن صاحب الصلاة بود ، زيرا بيشتر از ديگر روايات درخور اعتماد بودند . « 3 » اما روايت ديگرى نيز هست حاكى از اينكه بيعتى كه پس از مرگ عبد المؤمن با پسرش ابو يعقوب يوسف به عمل آمد بيعت كامل و تمام نبود ، زيرا جمعى از مشايخ موحدين و بعضى از برادرانش در آن شركت نكرده بودند . بنابراين به عنوان « امير » بسنده كرد تا بيعت تمام و كامل به عمل آيد . ابو يعقوب يوسف لشكرى را كه براى جهاد بسيج شده بود پراكنده ساخت و به مراكش بازگرديد . در مراكش درنگ كرد و به همه شهرهاى قلمرو خود در مغرب و افريقيه و اندلس نامه نوشت و بيعت طلبيد . از همه‌جا اعلام بيعت شد مگر از قرطبه كه برادرش ابو سعيد عثمان در آنجا فرمان مىراند و همچنين از بجايه كه زير نظر برادر ديگرش السيد ابو محمد عبد اللّه بود . در سال 559 ه آن‌دو برادر با همه شيوخ امارت خويش به نزد او آمدند و بيعت كردند . بدينگونه كار بيعت به پايان رسيد . قاضى ابو الحجاج يوسف بن عمر كه از قضات دولت عبد المومن و مورخان موحدين است مىگويد كه بيعت عمومى با ابو يعقوب يوسف در روز هشتم ربيع الاول سال 560 انجام گرفت و اين دو سال بعد از وفات پدرش عبد المؤمن و بعد از بيعت كردن برادر او السيد ابو سعيد والى قرطبه بود . از آن پس او را امير المؤمنين خواندند و حال آنكه زان پيش او را امير مىخواندند « 4 » . ابو يعقوب يوسف از همان آغاز منصب حاجبى را به برادر خود السيد ابو حفص
هامش
( 2 ) . ابن صاحب الصلاة ، المن بالامامه على المستضعفين ( نسخهء خطى ياد شده ، آكسفورد ) . برگهاى 48 تا 57 . البيان المغرب ، بخش سوم . كه تلخيص مطالب ابن صاحب الصلاة است . ( 3 ) . اخبار المهدى بن تومرت ، ص 84 . المن بالامامه ، برگ 45 . ( 4 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 137 .