بر موقعيت دفاعىاش بر منطقهء اندلسى جيان سيطره داشت از سوى آلفونسوى هفتم به شواليههاى داويه سپرده شده بود و موحدين هرچند گاه به اين قلعه تاخت مىآوردند .
چون موحدين بر المريه مستولى شدند بار ديگر به سال 1158 م بر قلعهء رباح حمله كردند . شواليههاى داويه با تحمل رنج فراوان توانستند قلعه را از تعرض موحدين نجات دهند و چون به عجز خود پى بردند از قلعه بيرون آمدند و آن را به سانچو تسليم كردند تا خود مسئوليت دفاع از آن را برعهده گيرد و سانچو خود را در تنگنا يافت . در اين هنگام در طليطله راهبى پرهيزگار بود به نام ريموند و يا رامون رئيس دير و تيرو و با او راهب پرهيزگار ديگرى مىزيست به نام ديگو بلاسكيث از يك خاندان شريف . ديگو پهلوانى نامآور بود كه در ميدان جنگ دليريها نموده بود . اين دو راهب نزد سانچو رفتند و از او خواستند كار دفاع از قلعهء رباح را به آنان واگذارد . سانچو قبول كرد و يوحنا مطران طليطله نيز تأييد نمود و چند مجلس موعظه ترتيب داد و كسانى را كه به دفاع از قلعه قدم به ميدان كارزار مىنهند به غفران بارى تعالى مژده داد . طولى نكشيد كه راهب ريموندو توانست بيست هزار جنگجو در قلعه به گرد خود جمع كند . كسانى هم كه نمىتوانستند در جنگ شركت كنند او را به اسب و ديگر چارپايان و اموال يارى دادند . اين بسيج عظيم سبب شد كه موحدين از حمله به قلعه بازپس روند . راهب رامون به فكر افتاد كه از اين جماعت كه اينسان خواستار فدا كردن جان خويش در راه مسيحيتاند ، جمعيتى جدا به وجود آورد . پس در سال 1161 جمعيت شواليههاى قلعه رباح را تأسيس كرد .
راهب ريموندو به عنوان نخستين رئيس آن انتخاب گرديد . پاپ نيز قيام او را تصديق كرد . اين جمعيت به صورت يك نيروى بزرگ نظامى درآمد و هدف اصلىاش را قتال با مسلمانان ، قرار داد . چون نخستين رئيس جمعيت ريموندو دوويترو در سال 1163 م درگذشت ، راهب گارسياى ناوارى جاى او را بگرفت و براى جمعيت نظامى تازه آورد . پاپ الكساندر سوم تأييدش كرد . سپس پاپ اتوسان سوم در سال 1199 م جمعيت را تحت حمايت خود گرفت . « 1 »
هامش
( 1 ) . اشباخ ، تاريخ الاندلس فى عهد المرابطين و الموحدين ( ترجمهء عربى ) ص 268 . و نيزoretnoM .در مجموعهء» 71 61 . P , avartalaC ed nedrO aL «