تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
غافل نبود . توانست آخرين شهرهاى مهم اسلامى را در ثغراعلى منتزع سازد و با اين اقدام به سلطهء مسلمانان در آن ناحيه كه خود ركنى از اسپانيا بود پايان دهد .

5 - قشتاله پس از مرگ آلفونسو ريمونديس و جنگ داخلى ميان دو خاندان كاسترو و لارا

چون قيصر آلفونسو ريمونديس در ماه اوت سال 1157 م درگذشت . مملكت را ميان دو پسرش تقسيم كرد . اين اقدام در اواخر عمر او صورت گرفت . قشتاله و اراضى تابع آن در مناطق علياى نهر تاجه و پايتخت آن طليطله با حق جزيه برد و مملكت ناوار و آراگون به پسرش سانچوى سوم تعلق گرفت . پسر كوچكش فرناندو صاحب ليون و جليقيه و استوريش گرديد . علاوه بر آن حق سيادت بر مملكت پرتغال براى او حفظ شد . با اين تقسيم جديد در مملكت بزرگ قشتاله ، ممالك اسپانياى مسيحى ، پنج مملكت شد ، مملكت آراگون و قطلونيهء متحد و ناوار و قشتاله و ليون و پرتغال . اين وضع خبر از بروز حوادثى ناگوار و فروپاشى سيادت قشتاله مىداد . كار برطبق عادت از افروخته شدن جنگ داخلى كه ميان دو برادر يعنى پادشاهان قشتاله و ليون درگرفت آغاز شد . از اين قرار كه فرناندو پادشاه ليون حكومت خود را با سركوبى بزرگان و اشرافى كه به قشتاله اخلاص مىورزيدند آغاز كرد و آنان را از مناصبشان عزل كرد و املاكشان را بستد و از كشور خود اخراج كرد تا بدين سبب از دسايس ايشان ممانعت كند . اينان به برادرش سانچو پادشاه قشتاله پناه بردند . سانچو با قواى خود و اشراف تبعيدى به جنگ ليون رفت و برادرش را مجبور ساخت كه تبعيديان را به مناصب خود بازگرداند و املاك و مقامات ايشان به ايشان بازپس دهد . همچنين او را واداشت كه به سيادت او اعتراف كند و خراج بپردازد . در خلال اين احوال سانچو پادشاه ناوار خواست يوغ قشتاله را از مملكتش بردارد و ولايت قديمى ريوخارا بازپس ستاند ولى سانچوى سوم لشكرى بزرگ