گارسيا راميرس پادشاه ناوار توانست با دليرى تمام و كاردانى خويش قواى آراگون را بازپس راند . اما قواى قشتاله توانست كه در ناوار پيشروى كند و پايتخت آن بنبلونه را محاصره نمايد . گارسيا راميرس همچنان به دفاع پرداخت ، باشد كه زمان به دراز كشد و دشمن مانده و ملول گردد . گارسيا راميرس داناتر از آن بود كه با قواى قشتاله درگير شود . پس براى رهايى از اين تنگنا به روحانيان متوسل شد ، باشد كه كار به گفتگو پايان يابد و پيمان صلحى منعقد گردد . كنت چوردان امير تولوشه كه به زيارت شنتياقب آمده بود پادرميانى كرد و بين گارسيا راميرس و امپراطور در ماه اكتبر سال 1140 م در شهر قلهره پيمان صلح بسته شد . مواد پيماننامه از اين قرار بود كه پادشاه سيادت امپراطور را پذيرا گردد و شاهزاده خانم بلانكا دخت گارسيا به عقد ازدواج شاهزاده سانچو پسر بزرگ امپراطور درآيد و چون دختر ، هنوز خردسال است به امپراطور تسليم شود تا در دربار قشتاله پرورش يابد و بزرگ شود . بدينگونه ناوار تا چندى از سقوط رهايى يافت .
آنچه در اين سو ميان امپراطور و گارسيا مىگذشت كنت رامون را خوشدل نساخت . بلكه ملت آراگون را به خشم آورد كه امپراطور مواد معاهدهء كريون را ناديده انگاشته است . از اينرو كنت تصميم گرفت كه خود يك تنه به جنگ ناوار رود و بار ديگر آتش جنگ ميان ناوار و قملونيه شعلهور شد . در اين نبرد گارسيا سپاه كنت را منهزم ساخت و در اراضى آراگون به پيشروى پرداخت و بر چند شهر و قلعه استيلا يافت . در اين هنگام با خود انديشيد كه از اطاعت امپراطور سر برتابد .
آلفونسو ريمونديس از عاقبت اين پيروزى كه گارسيا احراز كرده بود بترسيد و قواى خود را به يارى كنت رامون فرستاد . در سال 1143 م بار ديگر ناوار از سوى قواى مشترك آراگون و قشتاله مورد حمله واقع شد . گارسيا در چنين وضعى تدبيرى انديشيد و همهء سرزمينهايى را كه از آراگون تسخير كرده بود بازپس داد و بار ديگر ميان دو فريق پيمان صلح بسته شد . گارسيا كه چند سال پيش زنش مرده بود ، اوراكا دختر غير شرعى امپراطور را به زنى گرفت . اين ازدواج در شهر ليون در ماه ژوئن سال 1144 م انجام گرفت . جشن عروسى آنچنان مجلل بود كه در آن زمان شهرهء آفاق شد . بدينگونه ميان ناوار و دو همسايهاش آراگون و قشتاله ، نزاع و كشاكش پايان يافت .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 518
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٥١٨