داد ، املاك پنجاه تن از شورشيان مصادره گردد و مقرر شد كه مردم شهر مالى گزاف به عنوان جريمه بپردازند . سپس ملكه در صحبت اسقف به شهر داخل شد و اسقف به منصب خود بازگرديد و هرچه از كليسا به غارت رفته بود بازگردانده شد . كليسا و قصر اسقفى كه مجاور آن بود به هزينهء شورشيان تعمير گرديد . اسقف ديگو توانست از پاپ كلستينوس دوم رتبهء مطرانى ( كاردينال ) بگيرد . اين كلستينوس برادر ريمون پدر آلفونسوى خردسال بود . بخشيدن اين رتبه به اسقف به سبب ياريهاى او از آلفونسو بود و شرط كرد كه همچنان ياريهاى خود را از او دريغ ندارد .
ملكه اوراكا بعد از اين وقايع با قواى خود و قواى شنتياقب به فرماندهى مطران ديگو ، براى نبرد با خواهرش تريسا بيرون آمد . آمده بود كه اراضى توى و اورنسى را كه خواهرش تصرف كرده بود باز پس ستاند . بدينگونه وارد اراضى پرتغال شد و تريسا را در دژ لانيوسو محاصره كرد ولى تريسا توانست به يارى برخى اشراف جليقيه بگريزد و چه بسا به يارى آن مطران حيلهگر كه تصميم گرفته بود لشكر خود را به شنتياقب بازگرداند و اين امر اوراكا را در كار او به شك افكنده بود . گفتگوهايى كه ميان دو خواهر صورت گرفت نتيجهاى شگفت داد . از اين قرار كه اوراكا به نفع خواهرش از اراضى حوالى سموره و تور و شلمنقه صرفنظر كرد و تريسا نيز تعهد كرد كه او را در برابر همهء دشمنانش اعم از مسلمانان يا مسيحيان يارى رساند و هيچ يك از كسانى را كه برضد او قيام كنند يارى ننمايد .
پس از آن اوراكا در رأس سپاهيان خود رهسپار جليقيه شد ولى چنان انديشيد كه بگذارد نخست قواى شنتياقب از رود بگذرند و هنوز به تمامى نگذشته بودند كه فرمان داد مطران ديگو را دستگير كنند . او را به يكى از دژها در بند كشيد . سپس سه برادر او و نيز دو دوست او مطران براجا و اسقف اورنسى را كه همه در لشكر بودند گرفتند .
اين اعمال تأثيرى ناخوش در شنتياقب و رم داشت . در شنتياقب مردم به خشم و خروش آمدند و چون ملكه براى شركت در مراسم عيد قديسياقب به شهر مقدس آمد مردم برضد او تظاهرات بزرگ به راه انداختند . اما در رم پاپ كلستينوس دوم به مطرانهاى اسپانيا پيام فرستاد كه مجلسى دينى منعقد كنند و به طرد ملكه از كليسا فرمان دهند ، مگر آنكه مطران ديگو را آزاد كند و املاك غصب شدهء كليسا را
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 497
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٩٧