تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
علم بويژه علم طب حذاقت داشت . اين علم را در مشرق نزد استادان آن سرزمين فراگرفته بود . پس از او فرزندان و نوادگانش همه به طب روى آوردند . عبد الملك در دانيه درگذشت . پس از او پسرش ابو العلاء زهر بن عبد الملك آمد و در اين علم همتاى پدر بود . زندگى علمى خود را از درس حديث آغاز كرد سپس به طب گراييد و آن علم از پدر بياموخت و در عصر خود در طب و علوم طبيعت سرآمد همگان شد . از تأليفات او كتاب الطرر است و نيز كتاب فى الادويه . ابو العلاء در شعر نيز دست داشت . بنا به قول ابن الابار در سال 525 ه / 1131 م در قرطبه به شوربختى مرد . پيكر او را به اشبيليه بردند و در آنجا به خاك سپردند . پس از او پسرش ابو مروان عبد الملك بن زهر ( در غرب معروف به
raoznevA
) آمد . عبد الملك بن زهر ، پس از ابو بكر محمد بن زكرياى رازى بزرگترين پزشكان در قرون وسطاست . شاگردش ابن رشد او را بعد از جالينوس بزرگترين طبيبان به شمار مىآورد . ابن زهر در اشبيليه مىزيست . به مرابطين پيوست و براى ابو اسحاق بن يوسف بن تاشفين كتاب خود را موسوم به الاقتصار فى اصلاح الاجساد تأليف كرد . اما بزرگترين مؤلفات او كتاب التيسير است كه از بزرگترين مراجع طب در قرون وسطى بود و به زبان لاتينى هم ترجمه شده است . از او نزد امير المسلمين على بن يوسف سعايت كردند . او را به مراكش فراخواند و چندى در زندان بداشت . سپس آزادش كرد . ابن زهر به اشبيليه بازگرديد و در سال 557 ه / 1162 م وفات كرد . پسرش ابو بكر بن زهر طبيب مشهور جانشين او گرديد . و در عصر موحدين صاحب نام و آوازه شد و چون بيشتر به اين عصر انتساب دارد ، در جاى ديگر از او ياد خواهيم كرد . « 1 » ديگر از ايشان ، ابو عبد اللّه محمد بن مالك التغنرى بود . اصلش از روستاى تغنر از اعمال غرناطه بود . در اوايل قرن ششم هجرى مىزيست . در اشبيليه سكونت داشت . و علوم زراعت را نزد ابن بصال طليطلى آموخت و در آن علم حذاقت يافت
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به الذيل و التكمله ، مخطوط موزهء بريطانيا ، السفر الرابع . و ابن الابار التكمله شماره 907 ابن دحيه ، المطرب من اشعار اهل المغرب ص 203 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 437 ، 439 .