بود . در المريه تعاليم و طريقهء او را فراگرفته بود و اين همان طريقهاى است كه به طريقهء « المريدين » معروف شد . ابن قسى و اصحابش اين طريقه را شعار شورش خويش در غرب اندلس قرار دادند . ظاهرا ابن قسى دعوت ابن العريف را به اين سمت جهت داده بود . يعنى از آن يك روش سياسى و انقلابى ساخته بود درحالىكه ابن العريف كارى جز تهذيب نفس نداشت . در هرحال از دعوت المريدين اطلاعات زيادى نداريم و از مبادى حقيقى آن بىخبريم . آنچه ابن الابار دربارهء دعوت « المريدين » مىگويد اين است كه شعارش لا إله الا اللّه و اللّه اكبر بود . « 1 » عبد الملك ابن صاحب الصلاه مورخ موحدين در باب نهضت المريدين كتابى نوشته كه در كتاب ديگر خود به نام المن بالامامه چند جا به آن اشاره مىكند ولى اين كتاب به دست ما نرسيده است . آنچه در اينجا بايد بگوئيم اين است كه ابن قسى علاوه بر اينكه از زعماى انقلاب بود ، از علماى دين و كلام نيز به شمار مىآمد و از ادبا و شعراى زمان خود بود .
از همدستان ابن قسى در حمل لواى دعوت « المريدين » محمد بن عمر بن المنذر بود كه پيش از اين از او ياد كرديم . او نيز فقيهى آگاه و اديبى بارع و شاعرى توانا بود .
از ادبا و شعراى « المريدين » ابو بكر بن المنخل الشلبى ، وزير ابن المنذر و كاتب او بود . او نيز شاعرى توانا بود . پس از فروپاشيدن دولت مرابطين در غرب اندلس به دعوت موحدين پيوست . و از كسانى است كه عبد المؤمن را بدان هنگام كه در جبل طارق بود مدح گفت . ابن الابار نمونههايى از شعر او را آورده است . « 2 »
از بزرگان متصوفه در شرق اندلس يكى احمد بن محمد بن سفيان المخزومى بود . اصلش از جزيرهء شقر از اعمال بلنسيه است . در ادب و شعر دستى داشت سپس به زهد و تصوف گراييد . به العابد شهرت يافت . مردى توانگر بود . بر فقرا و نيازمندان اموال بسيار انفاق كرد . از امير شرق اندلس محمد بن سعد بن مردنيش بيمناك شد . خلع طاعت او كرد و به خدمت موحدين درآمد و در جزيرهء شقر براى
هامش
( 1 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ص 199 .
( 2 ) . رجوع كنيد به الحلة السيراء ص 206 و 207 .