فصل چهارم سالهاى پايان زندگى عبد المؤمن مرگ او و صفات او
1
در دهم ماه محرم سال 555 ه عبد المؤمن مهديه را فتح كرد و فرنگان صقليه را از افريقيه بيرون راند سپس عربهايى را كه هنوز مقاومت مىكردند سركوب نمود ولى در تمام اين احوال همچنان فكرش متوجه حوادث اندلس بود . بويژه حوادث ناحيهء شرقى آن بيش از امور ديگر او را به خود مشغول مىداشت . در اين مدت در اوضاع اندلس چنان تحولاتى رخ داده بود كه خود چنين دل مشغولى را ايجاب مىكرد . در آن هنگام كه سپاه عبد المؤمن در كنار باروهاى مهديه فرود آمده بود ، زعيم شرق اندلس محمد بن سعد بن مردنيش با سپاهى مركب از قواى خود و همپيمانان قشتالىاش بيرون آمده بود و به سوى جيان مىرفت . والى موحدى جيان محمد بن على الكومى هيچ مقاومتى ننمود و شهر را به او تسليم كرد و خود نيز در زير او جاى گرفت و اين همان چيزى بود كه موحدين خيانتش مىخواندند و نشانهء خروج از بيعت مىدانستند . ابن مردنيش از جيان به قرطبه راند و حملهاى سخت كرد و حوالى شهر را تاراج نمود و همهء مزارع را به نابودى كشيد .