تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
و پيروان خود به شهر داخل شد و در قصدى كه كرده بود موفق گرديد . محمد بن سعد بن مردنيش نايب ابن عياض در مرسيه ، از آنجا بگريخت و به لقنت رفت . اين واقعه در اوايل ماه ذو الحجهء سال 540 ه / ماه مه سال 1146 م اتفاق افتاد . هنوز چند ماهى نگذشته بود كه ابن عياض براى بازپس گرفتن مرسيه از عبد اللّه الثغرى لشكر به آن سو برد . در جنگى كه ميانشان درگرفت ثغرى كشته شد . اين جنگ در هفتم ماه رجب سال 541 ه / دسامبر سال 1146 م بود . ضبى شرح كشته شدن ثغرى را بدين‌گونه مىآورد كه چون ابن عياض به مرسيه داخل شد ، در كوچه‌هاى شهر ميان او و ثغرى نبرد درگرفت ثغرى شكست خورد و بگريخت و از دروازه‌اى به نام باب الفارقه بيرون شد . كسى از فراز بارو سنگى بر او افكند . سنگ بر سر اسب آمد ، اسب رم كرد و سوار خود را به سوى نهر كشيد در آنجا مردى از آن گروه كه به نگهبانى ايستاده بودند او را بكشت . بدين‌گونه ابن عياض امارت مرسيه را بازپس گرفت و در سراسر شهرهاى شرق اندلس از بلنسيه در شمال تا قرطاجنه در جنوب امارت خويش بسط داد و بىهيچ منازعى يك سال و نه ماه و بيست روز فرمان راند . تا در روز بيست و دوم ماه ربيع الاول سال 542 ه / اوت 1147 م كشته شد . ابن الابار مىگويد كه مرگ او در اثر تيرى بود كه در يكى از جنگهايش با قشتاليان بر او اصابت كرد . ضبى مىگويد در جنگى كه ميان او و بنى جميل در نزديكى بلش رخ داد به قتل رسيد . پيكرش را به بلنسيه آوردند و در آنجا به خاك سپردند . داماد و نايبش محمد بن سعد بن مردنيش در مراسم به خاك سپردنش حاضر بود و اعلان كرد كه ابن عياض او را به جانشينى خويش برگزيده است . مردم با او بيعت كردند . المراكشى مىگويد كه ابن عياض را چون زمان مرگ رسيد به جمعى از اعيان و سران سپاه كه گرد آمده بودند گفت كه محمد بن سعد جانشين اوست و پسر خود را به جانشينى برنگزيد زيرا شراب مىخورد و نماز نمىخواند . و بعضى گويند كه محمد بن سعد را مردم بلنسيه اختيار كردند و بدون آنكه كسى در حق او وصيتى كرده باشد با او بيعت كردند . اما در مرسيه مردم نايب ابن عياض ، ابو الحسن على بن عبيد را بر خود امير كردند ولى او تا اواخر جمادى الاول بيشتر بر سر كار نبود و به سود محمد بن سعد امير بلنسيه از كار كناره گرفت . با رفتن او محمد بن سعد بر تمام قلمرو ابن عياض
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 379 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان