كه بر روايت ديگر ترجيح دارد « 1 » .
اين مبحث را با ذكر دو تن ديگر از زعماى شورشيان اندلس كه برضد مرابطين قيام كردند پايان مىدهيم . يكى از اين دو على بن عيسى بن ميمون والى ثغر قادس و سردار ناوگان مرابطى در اين منطقه بود . او در رأس زعمايى بود كه سر از اطاعت مرابطين برتافتند .
در سال 540 ه از دريا گذشت و به مغرب آمد و به ديدار عبد المؤمن رفت .
عبد المؤمن در اين روزها فاس را محاصره كرده بود . على بن عيسى بن ميمون اطاعت خويش عرضه داشت و به قادس بازگرديد و در آنجا به نام موحدين خطبه خواند . او همان كسى است كه ابن قسى را يارى كرد كه از دريا بگذرد و به مغرب رود و با عبد المؤمن ديدار نمايد و او را سوگند دهد كه به اندلس لشكر برد . ولى از كسانى است كه بعدها بر موحدين عصيان كردند و سر از فرمان زعماى غرب برتافتند . و اين به هنگامى بود كه ابن قسى از اطاعت موحدين بيرون آمده بود و زعماى لبله و بطليوس و طبيره و ديگران نيز از او پيروى كرده بودند . تا سپاهيان موحدين پس از اندك مدتى به سردارى يوسف بن سليمان به اندلس آمدند و اين رهبران شورشى در سراسر بلاد غربى سر به فرمان نهادند . ديگرى محمد بن على حجام بود كه در بطليوس شورش كرد . ابن الخطيب نام او را در زمرهء شورشيان برضد مرابطين ضبط كرده است ولى چندان تفصيلى دربارهء او نداده است « 2 » . ابن خلدون او را در زمرهء كسانى كه از اطاعت موحدين بيرون رفتند جاى داده است .
سپس مىگويد كه چون يوسف بن سليمان با سپاه موحدين به اندلس رفت تا شورشيان غرب اندلس را بر جاى خود نشاند ابن الحجام كه ابن خلدون او را به ابن الحاج تحريف كرده بار ديگر سر به اطاعت آورد و نزد عبد المؤمن هديهاى گرانبها فرستاد كه نيك مؤثر افتاد « 3 » .
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به : الحلة السيراء ، ص 222 ، البيان المغرب ، بخش سوم ص 22 . العبر ج 6 / ص 234 .
( 2 ) . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 248 .
( 3 ) . ابن خلدون ج 6 / ص 234 و 235