ابن قسى و ابن القابله نقشهء حمله به ميرتله را مىكشيدند ، از چنين اوضاعى نيك آگاه بودند . ابن القابله هفتاد مرد از ميان مريدان متعصب برگزيد و رهسپار ميرتله شد و در دل شب به قلعه حمله كرد و بر آن مستولى گرديد . اين حمله در شب پنجشنبهء دوازدهم ماه صفر سال 539 اتفاق افتاد . ابن القابله قلعه را در ضبط آورد و دعوت ابن قسى را در آنجا اعلان داشت . مرابطين تلاشى كردند باشد كه قلعه را از « مريدين » بازستانند ولى نتوانستند ، پس آن را رها كردند و به تخريب آن منطقه پرداختند .
در آغاز ماه ربيع الاول ابن قسى با جمع كثيرى از مريدين به ميرتله رسيد . شعارشان لا إله الا اللّه و اللّه اكبر بود . ابن قسى به قلعه فرا رفت و در قصر استقرار يافت .
به نزد اعيان و زعماى ولايت غربى قاصدان روان كرد و آنان را به نزد خود فراخواند تا به دو پيوندند و برضد مرابطين برپاى خيزند . بسيارى از مردم آن نواحى دعوتش را پذيرفتند . مردم يابره به زعامت عميد خود سيد راى بن وزير به خلاف مرابطين برخاستند .
مردم شلب نيز به زعامت محمد بن عمر بن المنذر در پى ايشان رفتند . اين ابن منذر به يكى از خاندانهاى قديم مولدين در شلب انتساب داشت و از علما و خردمندان ايشان بود . در اشبيليه درس خوانده و در فقه و ادب براعت يافته و به رياست شوراى شهر خود رسيده بود . سپس مانند ابن قسى زهد پيشه نمود و در رباطى بر ساحل دريا به نام رباط ريحانه استقرار يافت و به دعوت ابن قسى گردن نهاد و رشتههاى دوستى ميان ايشان مستحكم گرديد . و چون به پيروى از ابن قسى ، در شلب قيام كرد ، به دژ برجيق در مشرق شلب رفت و آن را از مرابطين بستد و همه مدافعان دژ را به قتل آورد . آن دسته از مرابطين كه در باجه بودند از مردم شهر امان خواستند و شهر را ترك كرده به اشبيليه رفتند . پس از بيرون آمدن مرابطين از شهر ، ابن المنذر با دستهاى از سپاهيان يابره كه ابن ورير به يارىاش فرستاده بود به سردارى برادرش احمد و دايى خود عبد اللّه بن الصميل برفت و بر شهر مستولى گرديد . آنگاه ابن المنذر و ابن وزير نزد ابن قسى رفتند و بر او به امارت سلام كردند و با او بيعت كردند كه فرمانبردار او باشند . اين بيعت در ماه ربيع الاول سال 539 ه انجام گرفت . ابن قسى ، ابن وزير را امارت باجه و نواحى آن داد و ابن المنذر را نيز به امارت شلب و نواحى آن برگماشت .
ظاهرا ابن قسى در اين مرحله از قيام خود ، سعى داشته كه به موحدين پيوندد
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٣١٧