فصل اول شورش در اندلس و فروپاشى دولت مرابطين
امرى طبيعى بود كه حوادث مغرب ، در آن سوى دريا ، در شبه جزيرهء اسپانيا آنجا كه دولت مرابطين سرگرم بسط نفوذ خويش به سراسر اندلس بود ، انعكاسى بسزا داشته باشد . اين انعكاس از آغاز به صورت شورش عمومى برضد مرابطين خودنمايى كرد و سراسر اندلس را از باختر تا خاور آن درنورديد . البته بايد قبل از هرچيز در نظر داشت كه اين انقلاب عظيم برضد سلطهء مرابطين ، تنها در نتيجهء حوادث مغرب و ظهور موحدين و اختلال در قدرت دولت مرابطى و عجز مرابطين از حمايت اندلس در برابر حملات ويرانگر مسيحيان نبود ، هرچند اين حوادث خود در افروخته شدن آتش اين نبرد مؤثر افتاده بود ، ولى عوامل انقلاب اندلسيان برضد حكومت مرابطى ريشه در سالهاى دور تر داشت ، و چنان كه آورديم به همان آغاز ورود مرابطين به اندلس بازمىگردد . از آن زمان انديشهء قوميت در اذهان جمع كثيرى از فرزندان ملت اندلس جوشيدن گرفت . اين گروه هرچند پس از پيروزى در نبرد زلاقه مرابطين را به ديدهء اعجاب و تحسين مىنگريستند ولى به عيان ديدند كه اينان كه براى نجات سرزمين اندلس از تسلط اجانب آمده بودند خود در زير پردهء جهاد با كفار دامنهء نفوذ و سلطهء خود را گسترش دادند و امت اندلس را در