تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
بار ديگر لشكرى گران به طرابلس كشيد . ناوگان فرنگان اين بار يعنى در سال 541 ه / 1146 م توانستند بر طرابلس مستولى شوند ، و مردى از بنى مطروح را بر آن امارت دهند . در سال بعد يعنى سال 542 ه يوسف صاحب قابس اطاعت خويش از فرنگان اعلان داشت . امير حسن بن على سپاهى به جنگ او فرستاد . اين سپاه بيامد و قابس را محاصره كرد . مردم شهر بر يوسف بشوريدند و او را گرفتند و شكنجه دادند و كشتند ، برادران و فرزندانش به صقليه گريختند و از رجار دوم پادشاه آن ديار يارى خواستند . ميان حسن بن على و رجار معاهدهء صلحى به مدت دو سال بسته شد ولى رجار مىدانست كه در اين ايام در افريقيه و مغرب چه مى - گذرد . و قحط و غلا چه به روز مردم آورده است . بنابراين فرصت مغتنم شمرد و به افريقيه حمله كرد و بخشى از آن را به تصرف آورد . سپس ناوگانى بزرگ مركب از دويست و پنجاه كشتى پر از سپاهيان جنگجو و اسلحه و ارزاق ، به سردارى امير البحر جرجى ( گئورگيوس ) انطاكى به آبهاى افريقيه فرستاد . جرجى انطاكى پيش از آنكه به خدمت پادشاه صقليه پيوندد ، فرمانده ناوگان اسلامى افريقيه بود ، از اين‌رو اسرار اين سواحل مىدانست . اين ناوگان در راه خود ، بر جزيرهء قوصره ( پنتلاريا ) واقع ميان صقليه و ساحل تونس غلبه يافت . سپس راه جنوب غربى در پيش گرفت و آهنگ مهديه نمود . مهديه شهر بزرگ مملكت بنى زيرى از حكام صنهاجه بود . اين واقعه در روز دوم ماه صفر سال 543 ه / ژوئن سال 1148 م اتفاق افتاد . جرجى انطاكى مىخواست هنگام سحر شهر را غافلگير كند ولى باد مخالف وزيدن گرفت و تا نيمروز به سواحل مهديه نرسيد . و مردم شهر ناوگان دشمن را ديدند . امير حسن صنهاجى از آمدن فرنگان بترسيد . جرجى نزد او كس فرستاد و به نرمى سخن گفت و گفت به پيمان صلحى كه ميان او و رجار بسته شده احترام مىنهد ولى خونبهاى فرمانرواى مقتول قابس را مىطلبد كه به پسر او باز دهد . و مىخواهد افواجى از سپاه حسن به دو پيوندند . حسن فقهاى شهر و اعيان را گرد آورد و با آنان مشورت كرد و وضع خطيرى را كه پيش آمده بود برايشان شرح داد و گفت از آن بيم دارد كه فرنگان شهر را محاصره كنند و ارزاق بريده شود سپس به شهر حمله كنند و مردم را بكشند . آنگاه نصيحت كرد كه هيچ چيز بهتر از اين نيست كه تا فرصت از دست نرفته است ، مردم شهر را ترك كنند و خود بىدرنگ با زن و فرزند