بردند . مشايخ جزوله پس از چندى به مسئلهء موحدين رغبت نشان دادند و به اطاعت ايشان درآمدند . عبد المؤمن ايشان را امان داد . « 1 »
در سال 534 ه تاشفين بن على با لشكرى عظيم از لمتونه و حشم و زناته براى قتال با موحدين بيرون آمد . فرقههايى از مسيحيان نيز به سردارى ربرتير به عنوان مزدور در لشكر او بودند . ميان او و موحدين قريب به دو ماه جنگ بود و آخرين جنگ ميان دو طرف ، در ماه شوال همان سال واقع گرديد . در اين جنگ جمعى از دو لشكر به قتل رسيدند . در پى آن تاشفين به مراكش بازگشت و موحدين به تينملل . « 2 »
از گفتههاى البيذق برمىآيد كه در اين وقت نبردهاى ديگرى نيز ميان مرابطين و موحدين در سرزمين حاحه در غرب تينملل و شمال سوس ادنى در موضعى كه البيذق آن را تيزغور مىخواند روى داده است . موحدين در آغاز پيروز شدند و غنايمى نيز به دست آوردند ، ولى مرابطين توانستند آنها را در همين موضع به مدت شصت روز محاصره كنند تا هرچه را به غنيمت گرفته بودند ، از دست دادند . سپس جنگى درگرفت كه موحدين نخست به هزيمت رفتند ولى بار ديگر غلبه يافتند و مرابطين را را به هزيمت فرستادند . پس از اين شكست تاشفين قواى خود را به مراكش برد . دوست او سردار رومى ربرتير هم كه مجروح شده بود همراه او بود . عبد المؤمن نيز با قواى خود به تينملل بازگرديد . « 3 »
شايسته است پيش از آنكه از جنگهايى كه ميان دو فريق درگرفت و ربرتير در آنها شركت داشت ، سخن گوئيم ، اين سردار مسيحى را بهتر بشناسيم .
ابرتير يا ربرتير « 4 » به گونهاى كه در روايات عربى آمده در زبان فرنگان
هامش
( 1 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ( مخطوط ياد شده - هسپريس ص 103 ) و نيز بخش سوم از همان كتاب كه در تطوان منتشر شده ص 11 .
( 2 ) . ابن عذارى ( اوراق مخطوط ياد شده . هسپريس ص 104 و 105 )
( 3 ) . اخبار المهدى بن تومرت ، ص 86 . ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق مخطوط ياد شده ، هسپريس ص 105 ) .
( 4 ) . ابن الابار او را الربرتير ضبط كرده و مىگويد از بزرگان سرداران بنى تاشفين بود . و پايدارى - هاى او در جنگ مشهور بود ، الحلة السيراء ، ص 197 و 198 .