درگرفت . مىگويد كه عبد المؤمن با قواى خود به اجرفرجان و مصكروطن رفت .
سير بن على بن يوسف به جنگ او بيرون آمد . سير در اين هنگام وليعهد پدر بود .
عبد المؤمن چندى به كوهستان پناه برد و دشمن را سرگرم مىنمود . دو سپاه در مصكروطن مصاف دادند . مرابطين شكسته شدند و موحدين بر مقادير عظيمى از اموال و سلاحهاى ايشان دست يافتند . « 1 »
از سوى ديگر البيذق ابو بكر صنهاجى مورخ معاصر موحدين كه در پيرامون جنگهاى عبد المؤمن قلمفرسايى كرده پس از سخنى از غزوه صنهاجه مىگويد كه خليفه عبد المؤمن با ربرتير و تاشفين بن على مصاف داد ، در همان آغاز خداوند فتح را نصيب او نمود و اين نخستين برخوردى است ميان عبد المؤمن با سپاه مرابطين به سردارى تاشفين بن على . ما پيش از اين دربارهء تاشفين بن على سخن گفتيم و گفتيم كه تاشفين تا سال 531 ه يا 532 ه والى اندلس و سردار سپاه مرابطى بود . او در اواخر سال 532 ه به فرمان پدر به مغرب بازگرديد . اين به هنگامى بود كه حملات موحدين اوج گرفته بود و مرابطين پىدرپى شكست مىخوردند . در اين صورت بايد اين نخستين مصاف موحدين و مرابطين به سردارى تاشفين بن على باشد كه در 533 ه اتفاق افتاده است . واقع اين است كه ابن القطان براى ما خبر جنگ سال 533 ه را ميان مرابطين به سردارى امير تاشفين بن على وربرتير از يك سو و موحدين در ديگر سو نقل مىكند و مىگويد خليفه عبد المؤمن در اين سال از تينملل به حركت آمد و در بلد بنى ملول ، از قبيلهء منانه در اراضى حاحه فرود آمد . تاشفين نيز با سپاه خود تا حكوط از مواطن حاحه آمد . على بن يوسف اعيان قبيلهء منانه را كشته بود .
ازاينرو منانه به اطاعت موحدين درآمده بود . ولى چند بار از موحدين روى برتافت . عبد المؤمن يك ماه و سه روز در ميان بنى ملول درنگ كرد و بر آن احياء حمله مىآورد و قتل عامشان مىكرد . سپس بر هرچه از زيور و جامه و آذوقه داشتند دست يافت و از آنجا به احياء بنى واجدزان لشكر برد ، سپس به مواطن بنى سوار از قبيلهء منانه ، آنگاه رهسپار اجرفرجان شد . تاشفين بن على با سپاه خود از پى و بود .
در اينحال نبردى ميان دو فريق درگرفت . در اين نبرد مرابطين منهزم شدند و شمار
هامش
( 1 ) . همانجا ( مخطوط ياد شده برگ 78 ب ) .