بدون واسطه از او به دست ما نرسيده و آن كس كه تعاليم و آراء المهدى را براى ما نقل كرده و تدوين نموده ، شاگرد او عبد المؤمن بن على اولين خلفاى موحدين است .
كتاب را چند فصل و چند باب است . مشتمل است بر سخن در جهل و شك و ظن و اصل و فرع و تواتر و نماز و اينكه شريعت به عقل اثبات نمىشود و سخن در عموم و خصوص و علم و عقيده و وجود بارى سبحانه و تنزيهات و تشبيهات .
سپس سخن از امامت و علامات مهدى و از طوايف مبطلين از ملثمين و مجسمين و علامات ايشان . و بحث از طايفهاى كه به خاطر حق مىجنگد و فرمان خداوند برپاى مىدارد و سخن از علامات و خواص ايشان و از توحيد و ثبوت آن و آنچه متعلق به آن است از ايمان به خدا و رسول او و تحريم خمر و آنچه در اين باب وارد شده .
كتاب با فصلى از جهاد كه منسوب به خليفه ابو يعقوب يوسف فرزند خليفه عبد المؤمن است پايان مىيابد .
1
محمد بن تومرت كتاب خود را با اين عبارات پر طنين آغاز مىكند : « اعز ما يطلب و افضل ما يكتسب و انفس ما يدخر و احسن ما يعمل ، العلم الذى جعله اللّه سبب الهدايه الى كل خير ، هو اعز المطالب و افضل المكاسب و انفس الذخائر و احسن الاعمال » .
اولين چيزى كه در اسلوب اين كتاب جلب نظر مىكند جزالت و فصاحت آن است . ابن تومرت با آنكه مردى بربرى است غالبا آراء خود را در اسلوبى قوى و بيانى متين به زبان عربى ارائه مىدهد . در عين حال به دسته دسته كردن و تقسيم مطالب سخت مولع است و هر موضوع را به ابواب و فصول تقسيم مىكند . همان آغاز كتاب كه از فضيلت و طرق علم سخن مىگويد نمونهاى است از شيوهء كار او در باقى كتاب . آنجا كه مىگويد :
« آنچه دانشپژوه در گشودن مشكلات و كشف موارد اشتباه بدان استعانت مىجويد ، اخلاص نيت است و اغتنام فوايد و حرص بر زيادت و رغبت به هدايت و