تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
و از يارى حق سخن گويند . اگر پادشاه امر ايشان كوچك شمارد بسا كه از آن خطرى عظيم زايد » . آنگاه نويسنده به ابن تومرت مثل مىزند ، كه مردى مدعى و زاهدنما و فريبكار بود و در دل هوس رياست داشت . نخست از امر به معروف و نهى از منكر آغاز كرد . طايفه‌اى اندك بر گرد او بودند . چون مشهور شد باز هم پادشاه به او نپرداخت و هرگز تصور نكرد كه روزى از كار او خطرى زايد كه ملك او را تهديد كند تا آنجا كه يارانش افزون شدند و كارش نيك بالا گرفت تا به لشكركشى و تصرف شهرها پرداخت . « 1 » ابن تومرت موفق شد نوعى حكومت دين سالارى ( تئوگرافى ) تأسيس كند ، جماعت يا اصحاب عشرهء نخستين اعضاء و وزراى آن دولت بودند . امور مهم را با آنان در ميان مىنهاد . در اين هنگام كه سرگرم شور با ايشان بود جز او و آن ده تن كس ديگر نبود . چون گفتگو و مشاوره در امورى بود كه اهميتى كمتر داشت گروه « خمسين » نيز حاضر مىشدند و در شور و بحث شركت مىكردند . و چون بحث در امور عادى بود گروه « سبعين » نيز حضور مىيافتند . از سوى ديگر اليسع هفت تن را نام مىبرد كه اين هفت تن همواره طرف مشورت المهدى بودند . ابو سليمان از هرغه و ابو الحسن و ابو وزغيغ بن يا موهل بن ياوجان و ابو دايور بن يغورميور كن از مردم تينملل و قطران بن ماغليفه و ابو محمد سكانه و ابو عمران موسى بن احمدين از مردم هنتاته . « 2 » ابن تومرت براى لشكر خود علمى سفيد برگزيد كه در يك سوى نوشته شده بود : « الواحد اللّه . محمد رسول اللّه . المهدى خليفة اللّه » . و در طرف ديگر : « و ما من إله الا اللّه و ما توفيقى الا باللّه . و افوض امرى الى اللّه » . « 3 »
هامش
( 1 ) . حسن بن عبد اللّه العباسى ، آثار الاول و ترتيب الدول ، نشر يافته بر حاشيهء تاريخ الخلفاى - سيوطى ( قاهره 1305 ه ) ص 61 و 62 . ( 2 ) . اين روايت را ابن القطان از اليسع نقل كرده ، نظم الجمان ، ( مخطوط ياد شده برگ 10 ب و 33 ب ) . ( 3 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ، ( همان نسخه ) برگ 10 ب و 33 ب .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 198 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان