را ميان خود تقسيم كردند . سپس المهدى بر گرد تينملل بارو كشيد و بر سر كوه دژى ساخت كه پشت كوه نيز از آنجا پيدا بود و قواى خود را به اماكن مجاور اراضى تينملل يا هزميره گسيل مىداشت ، مردم را مىكشتند و اسير مىكردند و غنايم مىگرفتند .
اين حوادث بنابر آنچه ابن القطان آورده همه در سال 518 ه / 1124 م واقع شده است . ابن تومرت پس از اين پيروزى ، براى مرحله بعد آماده شد . يعنى نبرد با مرابطين كه آنان را « المجسمين » مىگفت . سبب اين نامگذارى را ابو بكر صنهاجى به هنگام شرح وقايع نهمين جنگ ابن تومرت چنين نقل مىكند كه در اين جنگ يارانش از او پرسيدند چيست كه آنان ما را « خوارج » مىخوانند . گفت آنان زشتگويى را آغاز كردهاند . شما نيز آنان را لقبى ناخوش دهيد ، زيرا خداى تعالى در كتاب خود گفته است :
« فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ »
هركس به شما تجاوز ورزيد بر او تجاوز روا داريد . آنان را « مجسمين » بگوئيد . از آن پس موحدين دشمنان خود را مجسمين مىخواندند . ابن تومرت نيز در كتابهاى خود از آنان بدين نام ياد مىكند . « 1 »
ابن تومرت هنگامى كه مهياى نبرد با مرابطين مىشد چنان ديد كه بار ديگر تعلق و وفادارى ياران خويش را بيازمايد . فرمان داد كه مردم را در كوه ندا دهند و فرا خوانند . آنگاه ابو محمد البشير را گفت تا وفاداران و دلبستگان را از ديگران جدا كند . او نيز قومى را از سوى راست او آورد و گفت كه اصحاب اليمين و اهل بهشتاند و باقى را از جانب چپ آورد و گفت كه اينان اصحاب الشمال و اهل دوزخاند . و مىپنداشت كه اينان هنوز در دلشان ترديدى باقى مانده و در مهدويت ابن تومرت شك مىكنند . ابن القطان مىگويد كه ابو محمد البشير اصحاب شمال را جدا مىكرد . اينان مىدانستند جز مرگ راهى در پيش ندارند و هيچ كس را ياراى فرار نبود . چون شمارشان افزون مىشد كشتن آغاز مىكرد و اين كشتن به دست خويشاوندان بود ، پدر مأمور كشتن پسر مىشد و پسر پدر را مىكشت و برادر برادر
هامش
( 1 ) . اخبار المهدى بن تومرت ، ص 77 . و نيز رجوع كنيد به كتاب ابن تومرت به نام اعز ما يطلب ، ص 258 .