و والى پيشين آن عبد اللّه بن قنون عزل گرديد و به اشبيليه رفت و در آنجا به عللى كه از روايات برنمىآيد با آنكه از خويشاوندان امير المسلمين بود به زندان افتاد . « 1 »
پيش از اين از غزوات امير تاشفين در ايامى كه در شبه جزيره مىزيست به تفصيل سخن گفتيم . اما از كارهاى ادارى و شيوهء حكومتىاش سخنى نگفتيم ، زيرا چيزى درخور نيافتهايم . ابن الصيرفى مورخ دولت مرابطى سيرت او را در عباراتى موجز بيان مىكند . خلاصه آنكه امير تاشفين از آغاز كه به حكومت اندلس برگزيده شد به اصلاح دژها و سد ثغور و برگماشتن جاسوسان و ديدهبانان بر دشمن و تنظيم سپاه و گردآورى اسب و سلاح و تربيت و تشكيل دستههاى تيرانداز و گشايش در كار ارزاق سپاهيان و تهييج روح حماسى در ايشان همت گمارد .
امير تاشفين چندبار به جنگ رفت كه در همه پيروز شد و چند دژ از دژهاى دشمن را بگشود . اما از شيوهء او در فرمانروائى در اندلس مىتوان گفت كه امير تاشفين دورانديش بود و در معاملت با رعيت جانب عدل را رعايت مىكرد ، همچنين با سپاهيان . ازاينرو دلهاى همگان را به سبب عدالت و رفق به خود متمايل ساخت و هرگز از جد به هزل نمىپرداخت و جز در طريق معالى گام بر نمىداشت . « 2 »
اين اقوال را صاحب البيان المغرب تأييد مىكند . آنجا كه مىگويد تاشفين در ميان مردم اندلس سياستى نيكو پيش گرفت و آوازهاش در همه جا پراكنده شد و ذكر او در پايدارى و رعايت قوانين شريعت بر دهانها افتاد . « 3 »
در روايت نيز از خصوصيات شخصى امير تاشفين سخن رفته است كه او مردى دلير بود و خوش منظر . اما بخيل . همواره به راه شريعت مىرفت و بر صراط مستقيم بود . گويند كه در همه عمر شراب ننوشيد و به آواز رامشگران گوش نسپرد و براى لذت خويش شكارى نيفكند و از هرچه شاهان بدان لهو و تفرج مىكنند
هامش
( 1 ) . ابن الخطيب از ابن الصيرفى ، الاحاطه ؛ ج 1 / ص 456 . نيز رجوع كنيد به الحلل الموشيه .
( 2 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق مخطوط ياد شده - هسپريس ص 90 ) . و الاحاطه ج 1 / ص 456 .
( 3 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق مخطوط ياد شده ) .