تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
تا حدودى اخبار اين نبرد و مكان وقوع آن را روشن مىسازد . از اين قرار كه امير تاشفين پيش از بازگشت خود به مغرب اراضى دو شهر و بذه و اركون را تصرف كرد . اين دو شهر از اعمال استان قونقه واقع در مرز بودند . سپس به قونقه داخل شد و آنجا را به اطاعت خويش درآورد . مردم آن اعلان خروج و شورش كرده بودند . اين واقعه در سال 1137 م اتفاق افتاد . « 1 » روايت اسلامى حاكى است كه تاشفين به اشكلونه ( اركون ؟ ) به جنگ در آمد و هركه را در آنجا يافت بكشت و زنان را اسير نمود و اموال شهر تاراج كرد . از آن جمله چند ناقوس بزرگ بود . امير تاشفين با اين غنائم وارد قرطبه شد . آن روز روزى ديدنى و فراموش ناشدنى بود . روايت مىافزايد كه امير تاشفين در همان سال به مغرب بازگرديد و به هنگام عبور از دريا شش هزار اسير به همراه داشت . « 2 » در اواخر كمى پيش از آنكه تاشفين بن على اندلس را ترك كند ، و هنگامى كه به قصد مغرب از قرطبه بيرون آمد ، خبر يافت كه مسيحيان به منطقهء جيان تجاوز كرده‌اند . آماده پيكار با آنان شد . گفتند كه قشتاليان را لشكرى انبوه است . آنان به سوى وادى الكبير مىآمدند و به بياسه و ابده نزديك شده‌اند و در آن منطقه قتل و تاراج كرده ، اكنون آهنگ عبور از رود دارند . در اين روزها بارانى سخت باريدن گرفت و بيست روز ادامه داشت . رودخانه پر شد و عبور اسبان از آب ناممكن گرديد . قشتاليان كوشيدند بر آب پل ببندند يا با زورقهايى از آب بگذرند ولى بعضى از آنها درهم شكستند و جمعى در آب غرق شدند . فرمانده سپاه جيان به تعقيبشان پرداخت و جماعتى را بكشت . مسيحيان پس از آنكه دژ شبيوطه از اعمال ابده را مورد حمله قرار دادند و از تصرف آن عاجز شدند ، بازگشتند . اما تاشفين همچنان منتظر حركت به شمال بود . اين انتظار چند هفته مدت گرفت و باران همچنان مىباريد و سيلاب راهها و دشت را فراگرفته بود و عبور ناممكن بود . چون شنيد
هامش
( 1 ) .. 874 . p ebarA aicnelaV : srabi . p . A( 2 ) . ابن القطان نظم الجمان ( مخطوط ياد شده ، برك 79 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 107 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 138 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان