كه مسيحيان بازگشتهاند او نيز راهى مغرب شد و از دريا گذشت و به مراكش رفت . اين واقعه در سال 532 ه واقع شد . « 1 »
2
درخور ذكر است كه امير تاشفين بن على هنگامى كه از سوى پدر امور اندلس را پس از مرگ عمش ابو طاهر تميم برعهده گرفت ، مقر فرمانروايى خويش را غرناطه قرار داد . اين شهر را دولت مرابطى مركز ادارهء امور سراسر اندلس ساخته بود .
حاكم سراسر اندلس والى غرناطه بود . از ياران امير تاشفين در آن ايام كاتب و شاعر و مورخ چيره دست ، ابو بكر يحيى بن محمد بن يوسف الانصارى ، مشهور به ابن الصيرفى صاحب كتاب « الانوار الجليه فى تاريخ الدولة المرابطيه » بود .
ابن الصيرفى كاتب امير تاشفين بود و در مدايح او قصايد بلند مىپرداخت « 2 » . سالى چند از امارت امير تاشفين نگذشته بود كه از سوى پدرش امير المسلمين در ماه رجب سال 526 ه فرمانى صادر شد كه او را به امارت قرطبه مىفرستاد « 3 » و مقرر شد كه در قرطبه سكونت كند و به هنگام خروج از غرناطه ابو محمد الزبير بن عمر را به جاى خود نهد تا در غياب او كارهاى غرناطه را بگرداند . اين زبير از رؤساى لمتونه و مورد توجه بود . ابن الخطيب در وصف او مىگويد كه در كرم و شجاعت و دورانديشى و اصالت يگانهء زمان خود بود .
چنان برمىآيد كه على بن يوسف مىخواست به سبب برخى علل سياسى و نظامى مركز اندلس را از غرناطه به قرطبه منتقل كند .
تاشفين كه والى قرطبه شده بود در ماه شعبان سال 526 ه به شهر وارد شد
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( مخطوط ياد شده ) .
( 2 ) . ابن الخطيب الاحاطه ( مخطوط اسكوريال 1673 الغزيرى ، برگ 415 ) .
( 3 ) . ابن خلدون پنداشته است كه اين فرمان ، فرمان امارت تاشفين بر اندلس است ، نه فرمان انتقال او از غرناطه به قرطبه . العبر ، ج 6 / ص 186 .