تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
روايت مسيحى از جنگى حكايت مىكند كه قشتاليان در سال 1133 م آغاز كردند و سيف الدوله المستنصر بن هود نيز با آنان بود . اين جنگ در اراضى اندلس به همان روال جنگهاى آلفونسوى محارب بود . آلفونسو ريمونديس پادشاه قشتاله سپاه خود را براى اين منظور به دو بخش كرد ، تا تهيهء آذوقه و حركت آن آسان‌تر باشد . خود در رأس يك بخش قرار گرفت و فرماندهى بخش ديگر را به سيف الدوله و دون ردريكو گونثالث دلارا زعيم ليون داد . دو سپاه از كوههاى سييرامورنا ( جبل الشارات ) گذشتند و در نزديكى قرطبه گرد آمدند . فصل ، فصل درو بود . پادشاه قشتاله فرمان داد مزارع گندم و تاكستانها و باغهاى زيتون و هر مزرعهء ديگرى را نابود كنند . مسلمانان بيمناك شدند و به دشتها و روستاها گريختند و بعضى به دژها و شكاف كوهها پنهان شدند . سپاه مسيحى تا حوالى اشبيليه پيش رفت و مزارع و روستاها را مىسوزانيد و قلعه‌هاى مهجور را مىگرفت و مساجد را ويران مىكرد و مصاحف را به آتش مىكشيد و فقها را دستگير مىنمود و شكنجه و عذاب مىداد . اين شرارتهاى هول‌انگيز كه از سوى برخى افواج سواران مسيحى اعمال مىشد ، سراسر سرزمينهاى ميان قرطبه و اشبيليه را دربرگرفت و قشتاليان را غنايم و اسيران و آذوقهء بسيار به دست افتاد . پادشاه قشتاله به شريش رفت و آنجا را ويران نمود و از آنجا رهسپار قادس گرديد . چون امراى اندلس چنان ديدند نزد سيف الدوله كس فرستادند و از او خواستند كه پادشاه مسيحيان را وادارد كه گردن آنان را از يوغ مرابطين آزاد كند . سيف الدوله نيز پس از تفاهم با پادشاه قشتاله آنان را به بازستاندن دژهاى مرابطين و قيام برضد ايشان تحريض كرد و گفت چون شما به اين كارها دست بزنيد ، من و پادشاه قشتاله به يارى شما خواهيم آمد . ولى پادشاه تصميم گرفت كه به موطن خويش بازگردد و دست به كارى كه از عواقب آن آگاه نيست ، نزند . ازاين‌رو به منطقهء طليطله بازگرديد . « 1 » روايات اسلامى اخبار اين غزوه را در عباراتى موجز آورده است . ابن القطان حدوث آن را در سال 526 ه / 1132 م ضبط كرده و مىگويد كه در اين سال سليطين
هامش
( 1 ) .. 642 . P III loV ) II V ssnoflA acinorC . tiC ( ; dibi : etneufaL . M