در ماه صفر سال 525 ه / ژانويهء سال 1131 م مرابطين يك نيروى قشتالى را كه به قصد حمله به حدود مسلمانان آمده بود درهم شكستند .
در اين سال حكومت قرطبه به پسر خواهر على بن يوسف ، عبد اللّه بن ابى بكر معروف به ابن قنونه رسيده بود . در اين سال آتش در بازار كتان فروشان قرطبه افتاد و به بازار بزازان رسيد . بازار بزازان نيز آتش گرفت و مردم سخت خسارت ديدند .
مردم ابن المناصف رئيس بازار را بدان سبب كه در رسانيدن كمك قصور كرده بود سنگباران كردند « 1 »
در ماه ربيع الاول سال 526 ه / ژانويهء 1132 م به امير تاشفين بن على خبر دادند كه لشكر قشتاله از طليطله بيرون آمده و به سوى قرطبه مىآيد . امير تاشفين به سرعت رهسپار قرطبه شد و با اندك لشكرى به مقابلهء دشمن رفت و بنهء خويش در دژ ارجونه نهاد . در اين اثناء قشتاليان به دژ شنتاشتيبن در نزديكى جيان رسيدند و بر آن مستولى شدند ، سپس به روستاى براشه رفتند . در آنجا دو لشكر برهم زدند .
قشتاليان به هزيمت شدند و جمع كثيرى از ايشان كشته شد . سردار قشتاليان و جمعى از اكابر فرماندهان اسير شدند . مرابطين را بسيارى سلاح و چارپا و جامه به دست افتاد . امير تاشفين اسيران و غنايم را به قلعهء رباح در نزديكى ميدان جنگ برد .
قلعه رباح را تعمير كرد و باروهايش استوار ساخت و اسيران را در آنجا نهاد تا براى آزاد ساختن اسيران خود آنان را فديه دهد . سپس خود پيروزمندانه به غرناطه بازگرديد . « 2 »
ابن القطان از حوادث اين سال تصوير ديگرى به دست مىدهد غير از اخبار جنگ و غزوات . از جمله آنكه در قرطبه قحطسالى سخت بود و بيمارى در ميان مردم افتاد و بسيارى بمردند . بهاى يك مد گندم به پانزده دينار رسيد ، و در همه جا هرجومرج پديد آمد و اهل شر فراوان شدند . والى ، ابن قنونه براى طرد شورشگران و شريران به جد در ايستاد و خلق بسيارى از ايشان بكشت .
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ، نسخهء ياد شده ، برگ 68 ب .
( 2 ) . ابن الخطيب ، الاحاطه ج 1 / ص 459 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، نسخهء ياد شده ، ص 94 و 95 .