در اواخر اين سال ، يعنى سال 526 ه سپاهى از قشتاله به سردارى كنت - ردريكو گونثللث بيرون آمد و راهى ناحيهء اشبيليه شد و از جانب دژ قليعه بر آن حمله كرد و در آن حوالى دست به كشتار و تاراج زد و جمعى را اسير نمود . سپس ناگهان به سوى الشرف « 1 » در نزديكى شهر سرازير شد و از مردم آنجا جماعات بسيارى را بكشت . والى شهر عمر بن الحاج لمتونى كه به ناگهان دشمن را در نزديكى خود ديد لشكر خويش برگرفت به مقابله بيرون تاخت . بر كنار رود لشگرگاه برپا كرد . دستهاى از سپاهيانش را به كنارهء ديگر رود فرستاد ، آنان چند تن از قشتاليان را گرفته بياوردند . والى فرمان داد در برابر چشم برادرانشان كه در آن سوى رود بودند گردنشان را زدند . قشتاليان از خشم به جوش آمدند و به آب زدند و چون سيلى امان بيامدند و بر سر مرابطين تاختند . ميانشان نبردى سخت درگرفت كه عمر بن الحاج و بيشتر لشكرش كشته شدند . دروازههاى شهر بسته شد و وحشت در دل مردم افتاد . اين واقعه در اواسط ماه رجب همان سال بود . « 2 »
لشكر قشتاله به سوى اشبيليه روان شد تا به دو فرسنگى آن رسيد . در همهجا مىكشتند و اسير مىكردند و ويران مىساختند . چون امير تاشفين از تجاوز قشتاليان خبر يافت با قواى خود رهسپار اشبيليه شد . دشمن را طرد كرد . مسيحيان با غنايم و اسيران بسيار به بلاد خود بازگشتند .
روايت اسلامى بر آنچه گفتيم مىافزايد كه امير تاشفين با لشكر خود به سوى غرب راند . ابن قنونه والى قرطبه نيز با او بود . اين لشكر به جمعى از لشكر مسيحيان كه بر نواحى يابره حمله كرده بود رسيدند . مرابطين ايشان را شكست دادند و بسيارى از رجال بزرگ ايشان را كشتند و غنايم و اسيران بسيار به دست آوردند . « 3 »
هامش
( 1 ) . اقليم « الشرف » در جغرافياى اندلس دشتى است ممتد به سوى غرب از اشبيليه تا لبله و از جنوب تا ساحل اقيانوس و مشتمل است بر حصن القصر و لبله و جزيرهء شلطيش و جبل العيون .
آن را بدين نام خواندهاند زيرا مشرف بر ناحيهء اشبيليه است . ادريسى : نزهة المشتاق بخش ويژهء مغرب و سرزمين سياهان و مصر و اندلس . چاپ دوزى ، ص 174 و 178 .
( 2 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق ياد شده - هسپريس ص 97 . ابن القطان ، نظم الجمان نسخهء خطى ياد شده ، برگ 71 ب ) . ابن الخطيب ، الاحاطه ج 1 / ص 460 .
( 3 ) . ابن القطان ، نظم الجمان نسخهء ياد شده ، برگ 72 الف .