گرديد . اين شكست بيش از همه به سبب سهلانگارى و عدم احتياط عمر بن سير بود .
شكايت نزد امير المسلمين على بن يوسف بردند . امير المسلمين او را ملزم ساخت كه فديهء آزادى اسيران را از مال خود بپردازد و نيز از امارت اشبيليه معزول گرديد و و امير ابو بكر يحيى بن على بن الحاج به جاى او گماشته شد .
در سال 524 ه / 1130 م نيروهاى قشتاله به سمت جنوب سرازير گرديد تا به نزديكى قرطبه رسيد . والى قرطبه عبد اللّه بن تينغمر از امير تاشفين بن على يارى طلبيد .
تاشفين با سپاه خود به سوى قرطبه شتافت . قشتاليان به عقب بازگشتند و نخواستند با مرابطين درگير نبرد شوند . امير تاشفين لشكر خود به سوى جيان برد و اندكى در آنجا درنگ كرد و چشم به راه حوادث بود ، سپس به غرناطه رفت « 1 »
در اوايل اين سال محمد بن يوسف بن يدر والى بلنسيه بمرد . به جاى او ينتان بن على پسر كوچك على بن يوسف امارت بلنسيه يافت . ينتان لشكر تعبيه داد و براى غزا به سرزمين آراگون راند . مسيحيان به سردارى كونت گاستون ( در روايات عربى غشتون ) به آهنگ جنگ پيش آمد . مسيحيان منهزم شدند و كنت كشته شد و سرش را به غرناطه فرستادند و بر نيزه كردند و بگردانيدند . آنگاه آن را به نزد امير المسلمين به مراكش فرستادند . در مراكش نيز سر را بگردانيدند .
در ماه رمضان همان سال ، امير تاشفين با سپاه غرناطه و متطوعين آن شهر بيرون تاخت و به سپاه قرطبه پيوست و تا حصن السكه
acecA
از اعمال طليطيه برفت .
پادشاه قشتاله در آنجا لشكر و سازوبرگ بسيار گرد آورده بود تا بر اراضى مسلمانان بتازد . تاشفين شهر را محاصره كرد و آن را به جنگ بستد و هركه را كه در آنجا بود بكشت و سردار سپاه مسيحيان تليو فرنانديث كه از مشاهير شواليههاى قشتاله بود اسير گرديد . يك روايت مسيحى بر اين مىافزايد كه شمار كشتگان آن دژ به صد و هشتاد تن رسيد . تاشفين تا دژ بارجاس براند ، از مردان او پنجاه تن كشته شدند و همچنان پيش تاخت تا به سان سرواند و از ضواحى طليطله رسيد . سپس با قواى خود به سوى جنوب گرديد و به غرناطه آمد . مردم غرناطه از او استقبالى شايان كردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . اخبار اين دو جنگ را از البيان المغرب ، نسخهء ياد شده نقل كرديم . ص 91 .
( 2 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق مخطوط - هسپريس ص 91 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( مخطوط ياد شده برگ 68 ب ) .