تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
را كه از آن جزيه مىگرفت ، تصرف خواهد كرد و رشته منافع هر دو طرف را خواهد بريد . « 1 » همين كه مكناسه سقوط كرد و به دست دشمن افتاد ، مرابطين در ثغر و در شرق اندلس خود را مهياى دفاع از افراغه و لارده نمودند . زبير بن عمرولمتونى از قرطبه با دو هزار سوار رهسپار ثغراعلى شد . مقادير زيادى آذوقه همراه او بود . امير ابو زكريا يحيى بن غانيه والى بلنسيه و مرسيه نيز با پانصد سوار به جنگ پيوست . او خود يكى از بزرگترين و دليرترين سرداران مرابطى بود . همچنين عبد اللّه بن عياض والى لارده قواى خويش بسيج كرد . مردم افراغه هنگامى كه در تنگناى محاصرهء آلفونسو درافتادند و آذوقه‌شان روى به كاهش نهاد ، به يحيى بن غانيه ، به عنوان عميد سرداران مرابطين نامه نوشتند و از او آذوقه و مدد طلبيدند و در نامه هشدارش دادند كه اگر در اين باب اقدامى نشود شهر را تسليم آلفونسو خواهند نمود . ولى ابن غانيه نيازى به اين گونه هشدارها نداشت ، مسئله يارى به نجات افراغه از همان آغاز مهمترين هدف سرداران مرابطين بود . « 2 » در اين هنگام آلفونسو با سپاه خود به افراغه رسيد و شهر را محاصره نمود . مدافعان و مردم شهر به سردارى والى آن سعد بن محمد بن مردنيش سخت پايدارى كردند . آلفونسو بارها مجبور شد كه دست از محاصره بردارد و بار ديگر به محاصره پردازد . دفاعى كه از سوى مردم و مدافعان شهر به عمل مىآمد آلفونسو را وا - مىداشت كه هرچه بيشتر محاصره را سخت‌تر كند و بر تصميم خويش بر گرفتن شهر بيفزايد . او نيز چون پدرش سانچوراميرز كه چهل سال پيش پاى باروهاى وشقه سوگند خورده بود كه يا شهر را مىگشايد يا كشته مىشود ، در پاى باروهاى افراغه سوگند خورد . بيست تن از بزرگان كشور نيز با او هم‌سوگند شدند . آلفونسو فرمان داد ، استخوانهاى پوسيدهء قديسين را براى افروختن شور حماسى سپاهيان به لشگرگاه آورند . اسقفها و راهبان همانند كنتها فرماندهى صفوف لشكر را بر عهده گرفتند . در تصوير اين وقايع در اينجا دو روايت است ، روايت اسلامى
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( نسخهء ياد شده ) ( 2 ) . ابن القطان ، همان‌جا .