كه در دربار مراكش متصدى كتابت بود . در اين نامه امير المسلمين سردار سپاه خود ابو محمد بن ابى بكر را به سختى سرزنش مىكند و قصور او را در پيروزى بر دشمن نكوهش مىنمايد . « 1 »
سند دوم عبارت از نامهاى است كه نيز امير المسلمين على بن يوسف به سرداران لشكر مرابطين كه در جنگ القلاعه به هزيمت رفته بودند نوشته است . به تاريخ يازدهم شعبان سال 523 ه ، در مراكش . اين نامه هم در پاسخ آنهاست در وصف آوردگاه .
اما سند سوم نامهاى است كه امير المسلمين على بن يوسف به قاضى بلنسيه و فقها و وزراء و اعيان و عامه به هنگام فرود آمدن آلفونسوى محارب ( ابن رذمير ) در شهر نوشته است . آلفونسوى آراگونى پس از پيروزى در جنگ القلاعه با سپاه خود رهسپار شمال شد و به اراضى بلنسيه درآمد و تا نزديكيهاى بلنسيه پيش رفت و در برابر شهر چندى درنگ كرد . ابن القطان پس از آنكه از نبرد القلاعه خبر مىدهد ، مىگويد كه مسيحيان به شهر غليره
arelluC
حمله كردند . اين شهر بر ساحل دريا در جنوب بلنسيه و نزديك به آن بود و هرچه در آنجا بود به تاراج رفت « 2 » در اين هنگام قاضى بلنسيه خطيب ابو الحسن نامهاى به فريادخواهى نزد امير المسلمين فرستاد و اين همان نامهاى است كه پاسخ آن مورد توجه ماست .
نامهء امير المسلمين از مراكش به تاريخ هفتم شعبان سال 523 ه در همان روزى كه نامه نخستين در ملامت امير محمد بن ابى بكر به سبب شكستش در القلاعه نوشته شده ، گسيل داشته است . در اين نامه امير المسلمين با عباراتى نرم از شكست لشكرش سخن مىگويد و مىگويد اين امر را سببى جز آن نبود كه پايدارى نكردند و به مواعظ او گوش فرا ندادند . سپس مردم بلنسيه را اطمينان مىدهد كه آنان را به حال خود رها نخواهد كرد و در دفاع از آنان از هيچ كوششى دريغ نخواهد نمود و به ديگر ولايات نوشته كه براى ايشان آذوقه فرستند و برفور به ياريشان بشتابند . آنگاه
هامش
( 1 ) . نص نامه در نسخهء خطى اسكوريال شماره 488 الغزيرى ( برگ 71 ب و 72 الف ) موجود است دكتر حسين مونس در « مجلة كلية آلآداب بجامعة القاهره سنه 1949 بر آن شرح نوشته است »
( 2 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( مخطوط سابق الذكر ، برگ 34 ب ) .