تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
برادر خود امير ابو اسحاق ابراهيم بن يوسف والى اشبيليه نامه نوشت . امير ابو اسحاق در سال 511 ه پس از وفات والى اشبيليه محمد بن فاطمه امارت آن ديار يافت . امير المسلمين از برادر خواست لشكر خود بسيج كند و به جنگ پادشاه آراگون آلفونسوى محارب ( ابن رذمير ) رود و جلو تجاوز او را سد كند . در همان وقت به سرداران و رؤساى اندلس نيز نامه نوشت كه به يارى برادرش بشتابند و در تحت فرمان او باشند . ابو اسحاق ابراهيم لشكر گرد آورد . قواى قرطبه نيز به سردارى ابن زياده و قواى غرناطه به سردارى والى آن امير محمد بن تينغمر لمتونى و قواى مرسيه به سردارى ابو يعقوب ينتان بن على و جمعى ديگر از رؤسا و سرداران و شمار كثيرى از متطوعه در حركت آمدند و به ابو اسحاق پيوستند . ابو اسحاق با اين لشكر جرار رهسپار شمال شد . برطبق برخى روايات ، آلفونسو فتح قلعهء ايوب را به پايان آورده ، اكنون به تصرف دروقه كه از حيث استوارى و اهميت همتاى آن بود ، رفته بود . روايت ديگر حاكى است كه آلفونسو فتح قلعهء ايوب را به پايان نياورده بود كه سپاه مرابطين در رسيد . آلفونسو چون شنيد كه مرابطين به سوى قشتاله در حركت آمده‌اند . بنا به روايات اسلامى دوازده هزار سوار بسيج كرد . گويند شمار پيادگان و تيراندازان در عدد نمىگنجيد . ميان دو لشكر مسلمان و مسيحى در بيرون شهر كوچك كتنده يا قتنده در نزديك دورقه نبرد درگرفت . اين واقعه در بيست و چهارم ماه ربيع الاول و به قولى ربيع الثانى سال 514 هجرى برابر با ژوئيه يا ژوئن سال 1120 ميلادى اتفاق افتاد . در اين نبرد شكست در لشكر اسلام افتاد و بنابر قول ابن اثير خلق كثيرى كشته شدند . از جمله بنا به روايات اسلامى بيست هزار تن از متطوعه به خاك هلاك افتادند . روايات اسلامى از شهادت علما و فقها خبر مىدهند . از آن جمله علامه ابو على الصدفى و ابو عبد اللّه بن الفراء قاضى المريه را نام برده‌اند . امير ابو اسحاق ابراهيم بن يوسف با بقاياى لشكر شكست خورده‌اش به بلنسيه بازگرديد « 1 » . اين
هامش
( 1 ) . در باب نبرد كتنده رجوع كنيد به : ابن الاثير ، ج 10 / ص 208 . ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق خطى ياد شده ) المقرى : نفح الطيب ج 2 / 580 . ابن الابار در كتاب خود المعجم فى اصحاب الامام ابى على الصدفى ( المكتبة الاندلسيه ) ج 4 / ص 7 . و نيز :aredoC . F 932 . P . 111 . loV : dibi , etneufaL . M . 762 - 262 . P : dibi