فصل پنجم عبد الرحمان بن المنصور و سقوط دولت عامريان
1
مرگ المظفر لدين اللّه عبد الملك بن المنصور آغاز فترتى از شگفتترين فترتهاى تاريخ اندلس و شديدترين و غامضترين و پرحادثهترين آنها بود . مرگ عبد الملك سبب شد كه در اندلس انقلاب پديد آيد ؛ انقلابى كه بناى دولت اسلامى را به لرزه آورد و امن و آسايش از جامعه دور ساخت .
سى و پنج سال بود كه يك حكومت مطلقه بر اندلس سايه افگنده بود ؛ حكومتى كه المنصور محمد بن ابى عامر بر مردم اندلس تحميل كرده بود و در سايهء آن به قدرت خليفهء شرعى و قانونى پايان داده بود و رسوم خلافت را برافگنده بود و عصبيت عربى را لگدمال كرده بود و بر گردن ملت زنجيرى گران نهاده بود . با آنكه در عهد المنصور مردم اندلس از نعمت استقرار و عزت و رفاه برخوردار بودند ولى در چهرهء او جز يك غاصب نمىديدند و همواره آرزو مىكردند از زير بار اين طاغى برهند و از زحمت صقالبه و بربر نجات يابند و باز به همان اوضاع مألوف و طبيعى خويش بازگردند . شخصيت عظيم المنصور بن ابى عامر و ارادهء قاطع و همت عالى و صفات برجسته و فداكارى او در جهاد و تلاش او براى اعتلا و خوشبختى اندلس به نوعى بود كه مردم را به پذيرفتن خود وامىداشت و سنگينى گامها وحدت نظام او را تحملپذير