و خود بىموافقت او هركار كه مىخواست مىكرد و بىرسميها مىنمود و بذل و بخشهاى بىجا مىكرد . چون عبد الملك بهبود يافت با طرفه دل بد كرد و چون در ماه رمضان همان سال به جنگ بيرون شد وزير نيز با او بود . در طول راه عبد الملك را از روش ناپسند و سوء تصرف طرفه آگاه كرد . قرار بر آن بود كه طرفه در سرقسطه به سرور خود ملحق گردد . در همان روز كه عبد الملك به سرقسطه رسيد او نيز با بخشى از لشكر خود به سرقسطه آمد . چون به قصر عبد الملك درآمد فرمان داد او را بگيرند . گرفتند و بند برنهادند و به يكى از جزاير نزديك ساحل بردند و در آنجا محبوس بود تا عبد الملك از جنگ فراغت يافت و فرمود او را بكشند . عبد الملك به قرطبه بازمىگشت . همچنين دستور داد عبد الملك بن ادريس الجزيرى كاتب بليغ و امين دربار را كه از خواص طرفه بود به قتل آورند . عيسى بن سعيد ، عبد الملك را از همدستى او با طرفه و شركت داشتنش در افساد امور دولت خبر داده بود « 19 » .
پس از قتل طرفه ، عيسى بن سعيد يكهتاز ميدان شد و زمام همهء كارها بهدست آورد ، ولى اين نعمتش ديرى نپاييد . اين وزير از زمان المنصور محمد بن ابى عامر مدارج دولتى را يكيك طى مىكرد تا در نزد او مقامى ارجمند يافت و چنان كه ديديم كارش بالا گرفت . در عهد عبد الملك بر شأن و مقامش درافزود و از آغاز فرمانروايى عبد الملك كارهايش بهدست او بود و اموال بسيار گردآورد و چون خواهر كوچك عبد الملك يكى از دختران المنصور را براى پسر خود ابو عامر عبد الملك بن عيسى به زنى گرفت نفوذ و اعتبارش چند برابر شد . از ديگر سو حاسدان و نمامان بيكار ننشسته بودند . عيسى بن سعيد نيز با اعمال ناپسند خود چون لافزدن و خشونت و تكبر و امساك در رفع حوايج مردم و ننگريستن در مظالم ايشان و برترىجويى ، طاعنان را مجال وقيعت داده بود . از اينها كه بگذريم وزير جز بهندرت در مجالس شراب و انس حاجب شركت نمىجست ، زيرا اندك شراب مىخورد و اين حضور نيافتن او به دشمنانش كه مقرب درگاه بودند فرصت بيشترى مىداد كه بر ضد او سخن گويند . ذلفاء مادر حاجب عبد الملك نيز با وزير دشمنى مىورزيد زيرا وزير ، پسرش عبد الملك را وادار كرده بود كه با يكى از كنيزان خوبروى خود - كه سخت شيفتهء او بود - ازدواج
هامش
( 19 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 24 و 26 .